سيد جلال الدين آشتيانى
81
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
فاسد است . ما اين بحث را بنحو كامل تقرير كردهايم و بكلمات شيخ اكبر و تلميذ عظيمالشان او صدر قونيوى استدلال كردهايم . فصل هفتم : اين مقدمه مشتمل است بر بيان اقسام شهود و كشف و ذكر مراتب و مقامات ارباب مكاشفه و بيان فرق بين الهام و ايحاء . نگارنده اين فصل را بطور مبسوط شرح كردهام ، و حقيقت وحى و مرتبهء نبوت و كيفيت احاطهء نبى بر سر قدر و قضا و برخى ديگر از مسائل مربوط به اين مقام را بيان كردهام . فصل هشتم : در بيان حقيقت نبوت و مقام حضرت ختمى و نحوهء تجلى او در مظاهر وجود و تقرير اين معنى كه عالم وجود صورت و ظاهر حقيقت محمديه « ص » است . حقيقت محمديه ، مظهر اسم اعظم و متجلى در ساير اسماء و مظاهر است و حقايق عالم ، پرتو نور او مىباشند . حقير اين مطلب را بطور مشروح متعرض شده است . فصل نهم : در بيان خلافت حقيقت محمديه است . محقق قيصرى « قده » ، در اين فصل اثبات كرده است كه حقيقت محمديه « ص » ، قطب الاقطاب است و بوجود او نبوت و ولايت ختم مىشود . « 1 » يعنى نبوت او جامع جميع نبوات و ولايت او شامل جميع ولايات است . آن حقيقت بحسب باطن و ظاهر ، مربى عوالم وجودى است ، جهات بشريت و احتياجات او بحسب وجود زمانى ، منافات با ربوبيت مطلقه او ندارد . در اين فصل تصريح كرده است : نبوت تشريعى او منقطع مىشود ، ولى ولايت كليهء او بعد از استتار شمس حقيقت كليهء آن حضرت منتقل در اولياء خاص او و متجلى از مشكات عترت اطهار مىباشد . ولايت كليهء او در اولياء
--> ( 1 ) . همانطورىكه نبوت جميع انبياء از ظهور و تجلى او حصول پيدا كرده است ، ولايت جميع اولياء نيز از شعب و فروع و اظلال ولايت كليه اوست .