سيد جلال الدين آشتيانى
767
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
برخى از اهل عصيان بهمنزلهء دردى است كه دواى آن آتش و حرارت است . حق تعالى باعتبار رحمت واسعهء خود نار را سبب رفع عذابى كه از آتش شديدتر است قرار داده است . هيچ دردى ناراحتكنندهتر از ابتلاى بگناهان كبيره و كسب صور موذيه نيست . حق تعالى از غايت رأفت ، آتش را براى اين قوم علاج درد آنها قرار داده است . ( بدترين دردها غضب حق است ) . لذا اين قبيل از اهل عصيان از آتش خلاص شده داخل جنت مىشوند . توضيح و تحقيق مؤلف علامه « اعلى اللّه مقامه » ، در كيفيت مظاهر جنت و نار گفته است : « و قد اخبر اللّه تعالى عن اخراج آدم و حوّا عليهما السلام من الجنة ، فلها وجود في العالم الروحانى قبل وجودها في العالم الجسمانى . . . الخ » . قرآن كريم ، هبوط آدم را از بهشت بعالم دنيا اين نحو بيان نموده است : « قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ . . . » . اين خطاب عام است ، و چون خطاب در عالمى واقع شده است كه دار تكليف نيست ، ناچار خطاب تكوينى است . مراد مصنف از عالم روحانى عالم غير عالم جسمانى و مادى است ، چون خطاب عام و ملاك واحدست . هبوط ، همان تنزل آدم از حضرت اعيان بعالم عقل و هبوط از عالم عقل بعالم خيال و مثال نزولى ، و از عالم برزخ نزولى بواسطهء خطاب تكوينى حق ، هبوط و تنزل بعالم ماده است . و چون عالم عقل و عالم مثال ، و عالم حضرت علم و اعيان ثابته ، از مراتب بهشت و جنت مىباشد ؛ و وجود حوا و آدم و اولاد آنها در آن عالم قبل از تنزل به دنيا و صعود بعالم برزخ و عقل و حضرت علميه است ، ناچار اين بهشت غير از جنتى است كه در روز حشر خلايق در آن عالم محشور خواهند بود ، و بمقامات لازمهء نتيجهء اعمال خواهند رسيد ؛ از آنجا كه جنت ، نتيجهء اعمال و افعال انسانى بعد از خراب دنيا و بوار اجسام عالم ماده است ؛ اگر چه جنت نزولى و صعودى در حقيقت متباين نيستند ، كما اينكه عقول و برازخ صاعده با عقول و برازخ متنزل ، از تجليات حقيقت وجود داخل در يك حقيقت مىباشند .