سيد جلال الدين آشتيانى

757

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

و قد سألوا و قالوا ما النّهايات ؟ * و قيل : هي الرجوع الى البدايات همان‌طورىكه اسماء محيط ، حاكم بر اسماء محاط مىباشند ، و سمت قهاريت و علو و تعالى بر اسماء جزئيه دارند . و اسم هر چه احاطه‌اش تمام‌تر باشد ، حكم آن وسيع‌تر و شمول آن تمام‌تر است . هر اسمى كه دايرهء حكومت آن ضيق‌تر و نحوهء تعين آن ناقص‌تر باشد ، در فعليت و ظهور و حكم نيز ناقص ، و از حيث احاطه نيز فاقد كثيرى از فعليات است . علت احاطهء اسم اعظم بر ساير اسماء ، و حاكميت آن بر مظاهر خارجى و خلقى و امرى « ازلا و ابدا » ، همان سعهء مرتبه و تماميت تعين و احاطهء ذاتى آن مىباشد . عالم وجود و خلق ، آينهء تام و تمام عالم اسماء و صفات است ، و هر مرتبه‌اى از وجود ، و هر فردى از ممكنات ، آيت و نشانهء اسمى يا اسمائى از اسماء غير متناهيهء حق است ، و باعتبار مجموع و لحاظ جميع عوالم و مراتب و افراد وجودى ، حاكى از اسم اعظم جامع جميع اسماء الهيه مىباشد . سرّ اينكه انبياء عليهم السلام ، جامعيت وجودى حضرت ختمى مرتبت را ندارند ، آنست كه مظهر اسم اللّه و متحقق باسم اعظم نيستند . « 1 » و باعتبار فعليت و ظهور فعلى ، مظهر برخى از اسماء حق مىباشند ، و مخصوص بتجلى اسمائى حقند ، بر خلاف حقيقت انسان ختمى ، كه مظهر اسم اللّه ، بلكه عين حقيقت اسم اعظم است . سرّ بقاء حكم ولايت كليهء آن حضرت و لزوم وجود يكى از مظاهر كلى او در عالم وجود ، و دوام احكام مقام باطن ولايت او در صفحهء وجود ازلا و ابدا همين است . زيرا برخى از اسماء بحسب حكم دوام ندارند ، و برخى داراى دوام و ظهور دائمى هستند . برخى از اسماء در حكم ، ازليت دارند . مظهر خارجى

--> ( 1 ) . اگر چه بالقوه هر فردى از انسان ، صلاحيت ظهور جميع اسماء و مظهريت تمام صفات حق را دارد ، ولى حصول جميع فعليات در عالم خلق اختصاص به حضرت ختمى دارد ، لذا سيد الكل و مقتداى جميع رسل و محبوب مطلق است . ختم رسل سيد انس و پرى * هندوى او جاى زحل مشترى آب رخ عقل نم جوى او * هر دو جهان تعبيه در كوى او