سيد جلال الدين آشتيانى

752

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

معنى نبوت در حضرت علميه ، وساطت در اظهار حقايق موجود در غيب ذات و متمكن در مقام احديت بمقام اسماء و صفات است . و اين اصل كه كمال مراتب ولايت و نبوت است ، در اين مقام است كه نحوهء ظهور موجودات و قسط و سهم آنها از وجود و كمالات وجود ، مقدر مىگردد . هر ذى حقى به حق خود مىرسد . مقام بسط وجود و كمالات وجود معلول اين مرتبهء از تعين است . چون حقيقت هر شىء ، عبارتست از نحوهء تعين آن شىء در علم حق . و هذا مراد من قال : « ظهر العالم ببسم اللّه الرحمن الرحيم » . رحمان و رحيم تابع اسم اللّه مىباشند . * * * اول موجودى كه ايمان به حقيقت كليهء محمديه آورد ، عقل اول و نور ابهر واسطهء تجليات الهيه و صورت اسم رحمان بوده ، و بعد از آن عقل ثانى و ساير موجودات و سكان قواطن جبروت از انوار الهيه و اقلام ملكوتيه و ارواح مطهره است . آن حقيقت ، واسطهء در اظهار و انباء جميع مراتب وجودى است تا برسد بموجودات عالم ماده و اجسام ، پس مقام و مرتبهء حقيقت كلى ولايت ، اوسع از جميع حقايق است و بحسب اصل ذات و حقيقت ، حد و نفاذ وجودى ندارد . صرف الحقيقة و وجود محض ، عارى از تعين است ، مگر آن تعينى كه لازمهء ظهور در حضرت علميه و وساطت در ظهور اسماء الهيه است ؛ نه ارواح كليه و عقول طوليه و عرضيه به آن مرتبه از كمال مىرسند ، و نه عقول صاعده و لا حقه از ارواح انبياء و اولياء به آن مرتبه از كمال مىرسند ، و نه عقول صاعده و لا حقه از ارواح انبياء و اولياء به آن مقام راه دارند . از اينجا معلوم مىشود سر قول كسانى كه امانت در آيهء شريفهء : « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها . . . الخ » را بر مقام ولايت كليه ، حمل نموده‌اند . بناء على ما ورد من الاخبار و الآثار . حقايق ارواح و عقول مجردهء ساكنان سماوات اعلى ، و قاطنان عالم ملكوت ، و سكان عالم شهادت ، بواسطهء انحطاط از مقام اطلاق ، و صرافت و ابتلاى به محدوديت وجودى ، عاجز از حمل اين امانت عظماى الهيه مىباشند . انسان باعتبار مقام ظلوميت و تجاوز از حدود و قيود لازم وجود امكانى ، و جهوليت تابع فناء عن الفناءين ، استعداد حمل امانت الهى و خلافت اطلاقى را ، كه مبعوثيت بر جميع مراتب وجودى و خلقى و تعينات امرى باشد داراست ؛ زيرا از جميع حدود و