سيد جلال الدين آشتيانى
749
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
« معرفتى بالنورانية معرفة اللّه » و « من رآنى فقد راى الحق » . مطلب نفيسى كه شيخ عارف در اين قسمت از تفسير خود بيان كرده است ، اين است كه وجوب حب و عشق باهل بيت در اين نشئه ، كه عالم فرق و تفصيل است ، ناشى از حب حق است به آنها در مقام جمع الجمع ، واحديت وجود . پس اهل بيت در بدايت وجود محبوب حق بودهاند . بنا بر اين ، حب حق به آنها سبب ظهور و بروز مراتب و سلاسل طول و عرض عالم وجود گرديده است ، و حقيقت ائمه در صورت تماميهء وجود محبوب و معشوق حقند به عين عشق و ابتهاج حق بذات خود . بنا بر اين ، اهل بيت ، صورت تماميهء عالم امكانند ، و وجود عالم به تبع وجود آنها خلق شده است . و الشاهد على ذلك ، اين است كه حب آنها سبب نيل به حق و حشر با آنها علت رسيدن بمقامات عاليه است . لذا غايت خلقت خلايقند ؛ و به نظر تحقيق علت غائى به علت فاعلى بر مىگردد . پس مبدا وجود و نهايت و غايت عالم ايجاد ، اهل بيت عصمت و طهارتند ، و چون حق مطلق بعد از حق اول ، آنها هستند ، حب آنها سبب نجات و بغض آنها سبب هلاكت دائمى است . علت وجوب حب آنها آنست كه اهل بيت نبوت و معادن ولايتند ، و انّهم السبيل الاعظم و الباب المبتلى به الناس و الرحمة الواسعة الالهية . بنا بر تحقيقى كه اين عارف محقق در اين زمينه نموده است ، بايد اهل بيت واجبالاطاعه باشند ؛ بهنحوى كه يكى از اهل بيت رسول اللّه طريقى را اختيار نمود ، و تمام امت اسلامى طريق ديگر ، راه حق در همان صراطى است كه آن يكى از اهل بيت عصمت و طهارت اختيار نموده است . « 1 » در تفسير اين آيه ، ملا عبد الرزاق كاشى در تأويلات گفته است : « و من يقترف حسنة بمحبة اهل البيت و آل الرسول ، نزد له فيها حسنا بمتابعة لهم في طريقتهم ؛ لان تلك المحبة
--> ( 1 ) . رجوع شود بتأويلات ملا عبد الرزاق كاشانى . اين تأويلات به صورت تفسير محيى الدين در سنه 1291 ، مطابق 1874 ميلادى در بمبئى چاپ شده است . جلد دوم تفسير محى الدين ، ص 211 ، 212 ، 213 .