سيد جلال الدين آشتيانى
731
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
و متجلى در جميع اين مظاهر است . و على الاول يحمل قوله تعالى : « لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ » و على الثانى يحمل قوله : « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ . . . » . بنا بر اين ، قطبى كه مدار حقيقت عالم و محور احكام و مركز وجود است ؛ يك حقيقت وسيع اطلاقى است ، كه باعتبار ذات واحدست ، و باعتبار ظهور در كثرات متعدد است . بنحو وحدت در كثرت و كثرت در وحدت ، مركز و محور دائرهء وجود ، حقيقت محمديه و شمس الشموس عالم خلقت است ؛ كه ظهور در اقمار متعدد و انبياء و اولياء نموده است ، و هيچ عصرى از اعصار ، خالى از وجود مظهر او نيست . بر همين معنى محمول است رواياتى كه از طرق اهل سنت در اتحاد روحى پيغمبر و على عليه السلام ، و اولاد طاهرين آنها بما رسيده است . احمد بن حنبل در كتاب مسند خود « 1 » نقل كرده است كه پيغمبر فرمود : « كنت انا و على بن ابى طالب نورا بين يدى اللّه قبل ان يخلق آدم » . احمد بن حنبل در همين كتاب ، حديث ديگرى به اين مضمون نقل كرده است . « 2 »
--> ( 1 ) . رجوع شود بدلائل الصدق علامهء محقق شيخ محمد حسن مظفر ، « قده » چاپ نجف ، 1372 ه ق ، جزء دوم ، ص 227 ، 228 ، 229 . شرح نهج البلاغه ، ص 450 ، جزء ثانى . فصول المهمهء نور الدين مالكى . حديث نور ، در روايات عامه راجع باتحاد نورى اهل بيت عصمت و طهارت « محمد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام » ، از طريق متعددى نقل شده است . از طرق اصحابنا الاماميه و اشيا خنا الاثناعشرية ، روايات متعددى نيز در اين موضوع نقل شده است . ما در باب ولايت ، فقط به احاديث معتبر موجود در كتب عامه استدلال مىكنيم ؛ آن هم رواياتى كه الآن در كتب مطبوع در ممالك اسلامى وجود دارد . ( 2 ) . اين قبيل از روايات ، و روايات ديگرى كه بمضمون اين روايات بر مىگردد ، مثل : « انا و على من شجر واحد و الناس من اشجار شتى » ، و يا اين روايت كه پيغمبر بابو بكر گفته است : « يا ابا بكر كفى و كف على في العدل سواء ، ناظر باتحاد ولايت او و على است ، به اين اعتبار ، على عليه السلام اول ما خلق اللّه است . بحسب اصل كلى ولايت در جميع نشئات متحدند ، و باعتبار وجود فرقى مختلف مىباشند ، و در مقام رجوع از خلق به حق عين يكديگرند ورد ايضا عنه « ص » انت منى و انا منك » . ده چراغ ار حاضر آيد در مكان * هر يكى باشد به صورت غير آن فرق نتوان كرد نور هر يكى * چون به نورش روى آرى بىشكى در معانى قسمت و اعداد نيست * در معانى تثنيه و افراد نيست