سيد جلال الدين آشتيانى

713

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

الطاهرين « ع » بناء على طريقة اهل العرفان ، بعون اللّه تعالى و مستمدا من قدس ارواحهم الطاهرين . * * * چون حضرت ختمى مرتبت مظهر تجلى ذاتى است ؛ و انبياء ديگر ، مظاهر تجليات اسمائى حقند ، و حقيقت ذات ، مبدا و تعين و ظهور جميع اسما و صفات حق است ؛ مراتب وجودى جميع انبياء و اوصياء قبل از او از شئون و مراتب و فروع ذات آن حضرت « عليه السلام » مىباشند « 1 » . و چون عين ثابت او صورت اسم اعظم ، مبدا و منتهاى جميع بركاتست ، و همهء خيرات از وجود او سر چشمه مىگيرد ، مراتب عقول و نفوس و برزخ و عالم اجسام ، طفيل وجود او هستند . ز نورش شد ولايت سايه‌گستر * مشارق با مغارب شد برابر اولين تعينى كه از هستى جدا شد و وجود صرف بواسطهء آن تعين تكثر پيدا نمود ، مقام خلافت تامهء آن حضرت است كه اسم اعظم باشد . اسم اعظم باطن صورت حقيقت محمديه است ، و از باب اتحاد ظاهر و مظهر ، كثرات علمى در مقام حضرت علميه ، حدود و شئون و مظاهر آن حقيقت كليه‌اند كه از غيب وجود ظاهر شدند . حصول قوابل كه اعيان ممكنات است ، به تبع عين ثابت محمدى « ص » در مقام تقدير جلوه نمودند . واسطهء اين ظهور را ما مقام خلافت محمديه « ص » اصطلاح قرار داده‌ايم . مبدا حقيقت خلافت و ولايت انبياء ، كه از

--> ( 1 ) . فان فضل رسول اللّه ليس له * حد فيعرب عنه ناطق نعم و كل آى اتى الرسل الكرام بها * فانما اتصلت من نوره لهم فانه شمس فضل هم كواكبها * يظهرن انوارها للناس في الظلم فضل پيغمبر ، داراى حد و اندازهء نيست تا بتوان آن را بيان كرد . رسل و انبياء چون اتصال به او داشتند ، داراى آيات باهرات بودند . او « ص » خورشيد معرفت و فضيلت است ، و انبياء ديگر كواكبى هستند كه از او نور مىگيرند .