سيد جلال الدين آشتيانى
69
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
نيستند . گمان نشود ما مدعى هستيم كه استاد محقق نداريم ، استادان و دانشياران متضلع در جميع شعب علمى داريم كه دائما بمعلومات خود مىافزايند و منشأ خدمات ارزندهيى هستند و محصلين جدّى و ساعى بوجود آنها دلگرمند ، ولى اين استادان در اقليت واقع شدهاند . محيط علمى وقتى بوجود مىآيد كه اكثريت با محققان و دانشمندان متضلع باشد و محيط ، خود به خود اشخاص نالايق را از خود دور كند . به اين نكته نيز اعتراف داريم كه به حمد اللّه تعالى و منه ، جنبش و تحرك قهرى بتدريج در مراكز علمى ما نيز شروع شده است . كموبيش ، كتب تحقيقى در رشتههاى مختلف به چشم مىخورد و عشق و علاقهء كامل در برخى از دانشمندان بتأليف و تصنيف ديده مىشود . * * * اين مقدمه مشتمل بر دوازده فصل است ، كه مصنف علامه در هر يك از فصول ، مسائل مهمى از تصوف را به بيانى شيوا و رسا تحقيق نموده است . اين دوازده فصل حاوى مشكلات مسائل علم عرفان است ، كه فهم مطالب اصل فصوص بر آن توقف دارد . در كمتر كتابى مسائل كلى عرفانى به اين منظمى و مرتبى تحرير شده است . احاطهء قيصرى بر مبانى عرفانى و تضلع او در اين مباحث از اين مقدمه پيداست . اگر كسى به اين مقدمه تسلط داشته باشد ، فهم مطالب فصوص از براى او آسان مىشود . ولى به عقيدهء نگارنده ، قسمتى از فصوص را هم بايد پيش استاد قرائت كرد . برخى از مسائل مهم عرفانى مثل تناكح اسماء و چند مسئله ديگر را قيصرى در مقدمه بيان نكرده است ، ولى در شرح بر فصوص به تبع متن اين بحث را هم بيان كرده است . ما در شرح بر اين مقدمه بعد از تفحص تام در فصوص محيى الدين ، برخى از مباحث مهم را كه قيصرى در مقدمه بيان نكرده است ، بيان نمودهايم و مفصلا مشكلات آن را واضح نمودهايم . قيصرى ، مسئله علم واجب را بطور كامل تحقيق نكرده و متعرض بعضى از تحقيقات مربوط بعلم واجب نشده است . حقير اين مسئله را بر طبق قواعد عرفان و مبانى حكمت متعاليه ، بيان و مشكلات آن را روشن نموده است . قيصرى قسمتى