سيد جلال الدين آشتيانى

70

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

از مطالب نفيس ولايت كليه را باهمال برگذار نموده است . ما آن را مشروحا بيان كرده‌ايم و شايد بر طبق قواعد اهل ذوق و شهود و كشف مطابقا للبراهين العقلية ، كسى به اين تفصيل متعرض مسئلهء ولايت كليه نشده است . حقير ، مصمم بود شرح بر فصوص را مقدم بر اين مقدمه چاپ و منتشر كند ، استاد علامه و محقق جامع معقول و منقول ، عارف بارع كامل ربانى ، جناب آقاى جلال الدين همايى ، استاد عاليقدر دانشگاه تهران ، صلاح دانستند مقدمهء قيصرى را با شرح كامل و مبسوط ، قبل از شرح بر فصوص منتشر كنم . امر ايشان را امتثال كردم و اين شرح را اكنون بطبع مىرسانم بعد از انتشار اين شرح ، شرح خود بر فصوص را در دسترس اهل دانش و ذوق قرار خواهم داد . علت تقدم طريقه اشراق و تصوف بر طريقهء برهان بحسب براهين متعدد و نصوص و ظواهر واردهء از شرع مقدس ، نوع انسان بواسطهء ادراك مخصوص بر ساير موجودات برترى دارد ، و جوهر ذات انسان از سنخ جوهر مادى نيست ، به همين مناسبت انسان بعد از بوار بدن و اضمحلال و فناى قواى جسمانى و مادى ، جوهرى است باقى و دائمى . حيوانات نيز باعتبار جوهر ذات تجرد دارند ، ولى تجرد آنها غير از تجرد انسان است و جوهر وجود آنها استعداد پيمودن طرق ملكوتى و سماوى را ندارند و متمايل بشهوات و جهات مادى است . او نه بيند جز كه اصطبل و علف * كه ز شقاوت غافل است و از شرف متعلق ارادهء حيوان و همچنين آن عده از افراد انسان كه انغمار در شهوات دارند ، صور حسيه است و قوهء واهمهء آنها اگر چه تمايل بادراك معانى دارد ، ولى ادراك معانى موجود در محسوسات را طلب نمايد . لذا حيوان قدرت تعقل ملكوت وجود و حقايق سعى احاطى انبساطى را ندارد و انسان است كه اراده‌اش تعلق بحقايق غيبى سعى مىگيرد . اگر چه ارادهء انسان باعتبار جنبهء حيوانى و ادراكات مخصوص بعالم حيوان ، داراى ارادهء مخصوص به افق حيوان كه ناشى از توهم و