سيد جلال الدين آشتيانى

680

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

معانى متعدد موجود در يك حقيقت عريض و طويل بوده باشد . بنا بر اين آنچه كه از معانى متفرّق در عوالم وجودى ، از عالم عقل و مثال و ماده ، و مراتب و شئون آنها لحاظ شود ، در وجود انسانى جمع است . و همين معنى ، ملاك تطابق بين نسخهء عالم وجود ، و نسخهء عالم اجمال انسانى است ؛ بلكه انسان باعتبار سرّ وجود و مقام خفى و اخفى ، جامع مراتب الهيه و ربوبيه است . من كل شىء كنهه و لطيفه * مستودع في هذه المجموعة حقيقت انسان باعتبار وجود جمعى عقلى ، و به لحاظ تعقل كليات ، مرآتى است كه حقايق اشياء در آن شهود مىشود ؛ و باعتبار بدن و قواى جسمانى ، حقايقى را كه در عالم ناسوت موجود است در بر دارد . از جهت همين تطابق ، و جامعيت وجود انسان است كه بطون مراتب وجود انسان ، بعدد مراتب بطون قرآن تفصيلى و صفحات و مراتب عالم وجود است . به همان ترتيبى كه ذكر نموديم . هر موجودى از موجودات عالم انسان ، در خواص وجودى جهت مشتركه‌اى را واجد است . ولى در نحوهء تطابق مشرب اعلام اختلاف دارد . عموم حكما و علماى رسوم قائلند ، كه انسان نسخهء مختصرى از مجموع عالم وجود است ، محققان از اهل كشف قائلند كه انسان بحسب صورت ، مرتبهء آخر عالم وجود و بحسب مرتبهء ، مقدم بر جميع حقايق است : « لان اللّه خلقه على صورته . و خلق العالم على صورة الانسان ، كما قال « ص » : اول ما خلق اللّه نورى » . صاحبان ذوق از اهل كمال ، و تابعان مشرب خاتم ولايت محمديه « ص » ، قائلند كه غايت ايجاد كمال ، جلاء و استجلاء است ؛ و بايد حق ، خويش را با كمال ظهور بحسب ذات و اسماء و صفات در مظهر اكمل و مرآت اتم و مقام احدى جمعى جامع كمالات انسان كامل مكمل محمدى شهود نمايد . اين حقيقت ، داراى مقام غيب و صورت تفصيلى فرقانى ، « مجموع عالم از عقل اول تا هيولاى اولى » و صورت احدى قرآنى است . صورت احدى قرآنى ، انسان كامل احدى احمدى است ، كه مقصود بالذات و اصل كامل آفرينش است ؛ و عالم وجود ، مقام ظهور تفصيلى اوست .