سيد جلال الدين آشتيانى

67

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

به همين جهت محيط علمى آنها دائما در ترقى و استكمال است . * * * كشور عزيز ما ساليان دراز و قرون متمادى است كه مركز تدريس و تحصيل و تعليم و تعلم علوم الهى و فلسفه و عرفان اسلامى است . دانشمندان و متفكران و اساتيد محقق و بزرگ ايرانى در اين رشته‌ها كتابها و مصنفات با ارزشى از خود به يادگار گذاشته‌اند . با كمال تأسف بايد اذعان نمود ، كه مدتها است علوم فلسفه و تصوف در ايران رو بضعف مىرود . در اين عصر متخصص در اين فنون نادر الوجود است . اغلب كسانى كه داعيهء تخصص و تمهر در عرفان و فلسفه دارند ، بوئى از علم توحيد و حكمت الهى بمشام جان آنها نرسيده و خود را با يك مشت الفاظ مهوّل و مفرداتى از مبانى اين علم و يك دسته مصطلحاتى كه شنونده غير وارد را مرعوب و يا مجذوب مىنمايد ، چيزى از حاق مسائل علمى و مبانى غامض و عميق فلسفه و عرفان نمىدانند و با الفاظ بازى مىكنند . « 1 » « جذب سمع است ار كسى را خوش لبى است » علم توحيد و فلسفهء الهى در نهايت غموض و دشوارى است . اكثر افاضل و دانشمندان هم در قسمتى از غوامض علوم الهيه مصداق : « اختلط الحابل بالنابل » اند . بايد ساليان دراز كمر همت بر بست و در پيشگاه اساتيد وارد با كمال احترام ، و خضوع و خشوع به فرا گرفتن اين علم مشغول شد و سالهاى متمادى بتحقيق و تتبع و مباحثه و مطالعهء كتب مدونهء در فلسفه الهى و علم مكاشفه و توحيد پرداخت و از خرمن فيض اعلام اين فن بهره‌ور شد . احاطهء به عرفان علمى و تخصص در كتب مدونهء اين فن ، بسيار مشكل است . كسى كه عهده‌دار تدريس كتب تحقيقى عرفان علمى مثل : مفتاح الغيب و مصباح الانس و تمهيد القواعد و فتوحات مكيه و فصوص محيى الدين و غير اين‌ها از

--> ( 1 ) . مراد ما از تصوف و عرفان ، حقايق مأخوذهء از كتاب و سنت از طريقهء ذوق و رياضات و مكاشفات است ، نه تصوفى كه امروز معمول و مرسوم است .