سيد جلال الدين آشتيانى
660
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
عين آخريت است ، و حق در عين ظهور ، باطن و در عين بطون ، ظاهر است به مشاهدهء تام در مىيابد ، و به نحوهء سريان حق در اشياء و علم حق بشراشر وجود ، كه ناشى از احاطهء قيوميه اوست ، واقف مىگردد ، و بواسطهء سير كامل در اسماء ، جميع حقايقى كه داخل در دايرهء وجود مىگردد ، علم تام حاصل مىنمايد . بعد از حصول علم تام بمراتب وجودى ، و وقوف بر استدعاى اعيان ثابته ، و استعدادات ماهيات و نحوهء تجلى اسماء حق در اعيان ، بمقام كمال تام و صلاحيت از براى ارشاد و دعوت مردم مىرسد ، و آن وقت است كه قطب عالم امكان و ولى كامل تام و تمام مىگردد . بحث و تحصيل اعلم : في كلام هذا العارف المحقق و الصوفي المتبحر ، مواضع انظار لا بأس بذكر بعضها ، لما فيها من الفائدة : يكى اينكه ، چرا اين عالم محقق تصريح نكرده است كه حضرت امير مؤمنان و شاه مردان خليفهء پيغمبر ، و وارث علم اوست ؟ و كسى كه بتصريح قيصرى ، سفر ثالث از اسفار اربعه سلاك يقين را طى كند و شروع به سفر چهارم نمايد ، قهرا از حق بعد از آنكه وجودش وجود حقانى گرديد رجوع بخلق نموده ، و در مراتب اسماء و صفات حق يكى بعد از ديگرى سير نمود ، تا آنكه متحقق باسم جامع الهى و مظهر تام اسم اللّه و اسم اعظم گرديد بر جميع ما يكون و ما هو كان احاطه پيدا مىنمايد ، و علمش علم حضورى و احاطهاش بر حقايق احاطهء قيومى ، ظل احاطهء قيوميهء حق مىگردد . به آنچه كه مدخليت در نظام وجود ، و تنظيم جامعهء بشريت و اجتماع انسانى دارد ، واقف و آگاه است . همان صلاحيتى را كه رسول مشرع از براى تشريع دارد ، و آن عبارت است از علم بمصالح و منافع مدينهء انسانى ، قطب و خليفهء بعد از او هم بايد داشته باشد . مخزن علم او همان مخزن علمى است كه رسول از آن اخذ مىنمايد ، با اين فرق كه رسول ، اين منصب را با لذات واجد است ، و ولى ، تابع به تبع او ، و اين مسلم است كه هر نبى مشرع ، و هر ولى كامل ، بايد چهار سفر از اسفار اربعه را طى نمايد . در مباحث بعدى فرق بين سير خاتم و غير خاتم ، و همچنين اوصياى خاتم