سيد جلال الدين آشتيانى
64
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
علماى سابق بر اسلام مىباشد و صوفيهء اسلامى اين اصطلاح را از آنها گرفتهاند در صورتى كه فناء در توحيد كه عبارت است از رجوع حقايق بغيب وجود و فناء در احديت وجود ، مستفاد از جملهيى از آيات و اخبار است ؛ بخصوص اخبار و آيات واردهء در حشر و قيام قيامت كبرى و فناء تعينات و زوال جهات امكانى ، نظير آيهء شريفهء : « فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ » و آيهء متبركهء « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ » . نگارنده جملهيى از اين آيات و اخبار را در طى شرح بر فصل عاشر اين مقدمهء قيصرى ، مربوط بعود مظاهر وجودى به حق نقل كردهام . صوفيه اين بحث را بنحو تفصيل بيان كردهاند . شيخ در فتوحات در اين مسئله كاملتر از ديگران بحث كرده است . ملا صدرا در سفر نفس اسفار ، در مباحث مربوط بمعاد ، كثيرى از تحقيقات شيخ اكبر را نقل نموده و با موازين برهان وفق داده است . حقير در مطاوى شرح بر فصوص و شرح بر اين مقدمه ، قسمتى از آن مطالب را نقل كرده و در رسالهيى مستقل كه در معاد جسمانى تأليف كرده ، بيشتر متعرض كلمات شيخ اكبر ، محيى الدين « قده » شده است . فناى در حق كه همان زوال تعينات امكانى و خلقى ناشى از رجوع حقايق ممكنه به حق باشد ، مستفاد از آيات قرآنيه و اخبار نبويه و ولويه است . اين فناء از براى اهل عصمت و طهارت و خواص از عترت در اين نشئه حاصل مىشود ، كما اينكه حضرت امير « عليه السلام » ، فرموده است : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » و خواجهء عالم « ص » فرموده است : « الآن قيامتى قائم » . اين قبيل از مآخذ موجود در كتب اهل حديث بمراتب روشنتر و مستدلتر از منقولات مبهمه و متشابهء از قدماست . حقير ، ايامى كه در حوزهء پرفيض قم موفق به تحصيل علوم اسلامى بود ، مسائل مشكل علمى كتبى را كه قرائت مىنمود مىنوشت . به همين مناسبت در طى ده سال از ايام تحصيل را كه بدروس عاليه اشتغال داشتم ، مطالب زياد و مفصلى در فلسفه و عرفان و فقه و اصول و كلام تهيه نمودم . كتبى را كه در ايام اشتغال به تدريس فلسفه و عرفان اسلامى در دانشگاه مشهد چاپ و منتشر و يا آماده از براى