سيد جلال الدين آشتيانى

65

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

انتشار نمودم ، محصول و نتيجهء زحمات طاقت‌فرساى ايام پرفيض طلبگى است . ايامى كه با عشق بىحد و نهايت و خلوص ايمان و عقيدت از براى كسب فيض به محضر اساتيد عاليمقام كه بعضى از آنها در قيد حيات و برخى چهره بنقاب خاك كشيده‌اند ، حاضر مىشدم . كسانى كه از فلسفه و تصوف اطلاع كافى دارند و بحاق مسائل علمى مدون در كتب فلاسفه و عرفا رسيده‌اند ، مىدانند كه تحرير و تأليف اين قبيل از كتب ، چه اندازه صرف وقت و دقت و مطالعه لازم دارد . يرى الناس دهنا في قوارير صافيا * و لم يدر ما يجرى على راس سمسم نگارنده ساليان متمادى است كه به مطالعهء فلسفه و تصوف اشتغال دارم . اين كتاب و شرح مفصل بر « فصوص محيى الدين » به فارسى و شرح نسبة مبسوط بر « نصوص قونيوى » ، و چند رساله و كتاب ديگر از كارهائى است كه در زمينه تصوف انجام داده‌ام و قسمت‌هاى زيادى از مشكلات « فتوحات مكيهء » محيى الدين را بطور متفرق شرح كرده‌ام و آن را بنام مجموعه‌يى در عرفان به همين زوديها منتشر خواهم نمود . حقير بواسطهء علاقه‌ى زيادى كه به ترويج فلسفه و عرفان دارد ، كتب خود را به فارسى نوشته است . شايد اين معنى سبب شود كه طلاب اين قبيل از علوم ، رغبت بيشترى به مطالعه و تحقيق و فرا گرفتن آن پيدا نمايند . عرفان و تصوف واقعى رونق خود را از دست داده است . اساتيد و مدرسين اين علم يكى بعد از ديگرى رفتند . عدهء معدودى از آشنايان به فلسفه و تصوف اسلامى باقى مانده‌اند . آنها هم از محصلين سابق حوزه‌هاى تعليماتى قديمند . اگر چه فلسفهء اسلامى خصوصا آراء و عقايد ملا صدرا در بعضى از حوزه‌هاى علوم قديمه رواج دارد و اگر موانعى حادث نشود ، عده‌يى از محصلان فعلى در آينده جاى اساتيد سابق را مىگيرند ، اما تصوف و عرفان رنگ و بوئى ندارد و متأسفانه رو بزوال است . در برنامه‌هاى برخى از دانشگاههاى كشور ، فلسفه و عرفان اسلامى ديده مىشود و كتب فلسفى و