سيد جلال الدين آشتيانى

638

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

كسانى كه اطلاع كافى از موازين سلوك ندارند ، صعب و دشوار است . برخى گفته‌اند : الهام ملك و وسوسهء شيطان ، وجوه و علامت متعدد دارد : علم و يقينى كه از جانب يمين نفس و قلب حاصل مىشود ، ملكى و مقابل آن هوا و شهوتى كه از جانب شمال نفس تحقق پيدا مىنمايد شيطانى است . صور علميه‌اى كه عقل از مشاهدهء آيات آفاق و انفس و نظر در نظام و مراتب وجود در خود تحصيل مىنمايد ، و شكوك و اوهام را از نفس ناطقهء خود دور مىنمايد ، و به‌واسطه اعمال قوهء عاقله ، عالم بحقايق و مراتب وجود مىگردد ، و ناچار اين قسم از علوم در جهت يمين نفس ناطقه موجود مىشود ، رحمانى و ملكى است . اما اگر مدركات و احكام عقل نظرى ، مشوب با اوهام و اشتباهات و غفلاتى كه منشأ آن قواى واهمه و خيالى كه شيطان القوى است بوده باشد ، قهرا از جهت شمال نفس حاصل شده است ، ناچار علت آن تلبيس ابليس است . علت حكم عقل خالص صرف و غير مشوب آيات محكمات است كه به‌منزلهء ملائكه مقدسه مىباشد ، كما اينكه منشأ وهميات و مغالطات آيات متشابهه است كه به‌منزلهء شياطين است . در شرع اسلام ، موضوعاتى كه منشأ هدايت و ارتقاء نفوس است ، بنحو اعلى و اتم بيان شده است . قهرا هر طريقى كه بر خلاف آن باشد ، موجب اضلال است . طريق و مواضع باطل هم در اين شرع مقدس شناسانده شده است . سالك سبيل و طريق هدايت ، مظهر ملائكه ملهم خير و سالكان طريق ضلالت مظاهر شياطين و منحرفين از طريق حقند . تحصيل علوم و ادراكاتى كه متعلقات آنها موضوعات عاليه و شامخه است ، نظير علم به حق و ملائكه و رسل و قيامت و بعث و قيام ساعت ، ناشى از الهامات ملائكهء رحمت است . چون علم صريح خالص ، مطابق با واقع ناشى از اتصال نفس است بخزائن علوم تفصيلى حق . اعراض از حق و تحصيل ظنون و وهميات و مغالطاتى كه اهل باطن از براى محاربهء با اهل حق تحصيل مىنمايند ، ناشى از ابالسه و شياطين و مطرودين از ملكوت اعلى و افق شامخ ناطقه و قوهء كامله عقليه‌اند . قوهء عقليهء راسخ كه متصل بعقل فعال است ، حقايقى را كه شهود