سيد جلال الدين آشتيانى
631
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
القائات ملكى ؛ و آنچه كه از طرف چپ و پشت سر وارد بر قلب سالك مىگردد شيطانى است . مصنف اين كلام را درست نمىداند ، و عقيده دارد كه شيطان از جميع جهات وارد بر مكاشف مىشود و كانّه احاطه بر انسان دارد ، بر طبق آيهء شريفهء : « ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ » . اين ضابطه تمام نيست ، و قائل هم به كليت اين قاعده اعتراف ندارد چون اكثر از واردات ملكى را از طرف راست و قدام ، و اكثر واردات شيطانى را بر عكس واردات ملكى مىداند . ضابطه بايد كلى باشد . در مواردى كه سالك ترديد و شك بين القائات وارد بر او دارد ، كه آيا از شيطان است و يا وارد القاء ملكى است ، بايد بشيخ و مرشد كامل ، كه جميع ضوابط را در دست دارد مراجعه نمايد . كشف و تصرفات صورى و مربوط بامور دنياوى ، مثل احضار فواكه در غير فصل ، و اخبار از آينده بدون دسترسى بامور خارجى ، مثل خبر دادن به مجىء مسافر ؛ و بالجمله آنچه كه مربوط با موازين اين نشئه است ، از قبيل طى زمان و مسافات بعيده در زمان كوتاه ، و عبور از ديوار بدون آنكه انثلامى به آن وارد آيد ، از خواص جن و ملائكه است . حظ عارف كامل هم در اين قسم از تصرفات باعتبار سلطهء او بر ملائكهء موكل اجسام و عالم مادى است . و اين قسم از مكاشفات و تصرفات ، نزد كمل و اهل سلوك به آخرت ، و كسانى كه وجههء نظر آنها فناء در حق يا عقول مجرده و ملائكه كروبين است ، اعتبار ندارد . اطلاع به ضماير و خواطر و واردات ، از اقسام كشف ملكى است ، چون اجنه اقتدار و احاطه بر ضماير ندارند . اگر كشف ، علت سلطه و قدرت و قوت سالك بر ملك و ملكوت گردد ، و روح سالك بواسطهء احاطهء بر ملك و ملكوت و قواطن جبروت منشأ خلاقيت گردد ، و قدرت بر احياء اموات و ميراندن احياء پيدا نمايد ، و از نهايت استكمال قادر بر اخراج اموات محبوس در برازخ و عالم مثال و علت سير اشخاص موجود در اين عالم « عالم ماده و خلق » بعوالم ملكوتى و كشف غطاء از باصرهء ساكنان و