سيد جلال الدين آشتيانى

608

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

مىشود ، و از موبقات و موجبات عذاب اخروى به وحشت مىافتد ، و از اعمال سيئه و خواطرى كه مبدا اعمال سوء مىشود ، حذر مىكند و مداومت بر حذر را اشفاق و آن را باب الاشفاق ناميده‌اند . « 1 » منشأ اشفاق احتمال سوء عاقبت و غلبهء ترس و خوف از حق است . لذا كسى كه از خوف خدا نگران باشد ، نسبت به حق تعالى حالت خشوعى پيدا مىكند . « 2 » حقيقت خشوع ، خوف ممزوج با خضوع يا محبت است . خوف ممزوج با محبت ، مقدمه‌اى از براى مقام طمأنينه است . اين مقام را اهل اللّه اخبات نام نهاده‌اند . « 3 » كسى كه در طاعت حق خاشع باشد ، بمقام اخبات مىرسد ، و آرامشى براى او حاصل مىشود . بمقام زهد « 4 » و اعراض از تجملات ظاهرى مىرسد . بمقام ورع مىرسد و از خلق « 5 » منقطع مىشود ، با آنكه در بين خلق خدا زندگى مىكند : « كن في الناس و لا تكن معهم » . بعد از سير در اين مقام ، به مرتبهء انقطاع تمام « 6 » و « تبتل » مىرسد ، و به رحمت

--> ( 1 ) . « إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ » ، الاشفاق ، دوام الحذر مقرونا بالترحم . ( 2 ) . « أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ » ، الخشوع ، خمود النفس و همود الطباع لمتعاظم أو مفزع . ( 3 ) . « وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ » ، مخبتين ، كسانى هستند كه در مقام معاينه و شهود حق به چشم دل در انوار سلطنت كبريايى فانى شده‌اند . ( 4 ) . « بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » . آنچه كه از انسان از كمالات و سعادات اخرويه و حقايق عقلية و آنچه كه از اعمال حسنه كسب نموده و اندوخته است ، بهتر است از خيالات باطله و عقايد غير حقه و موهومه و اعمال زشت و كردار ناپسند و افعالى كه اختصاص به دنيا دارد و باقى نمىماند ، چون اين قبيل از امور يا در آخرت وبالند و يا بقا ندارند و از مختصات دنيااند . شايد مراد از بقية اللّه مشاهدهء حق و قرب و وصال او باشد . ( 5 ) . « وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ » ورع ، بحسب لغت خوددارى از محارم حق تعالى جلّ مجده است ، از صادق آل محمد « ص - ع » روايت شده است : « باورع‌تر از همه كسى است كه از محرمات اجتناب كند » . شايد مراد از اين آيه تطهير از دنيا و آنچه كه در آن است باشد ، چون نزد اهل حق دنيا و متعلقات و مضافات آن نجس و واجب الاجتناب است . براى بحث تفصيلى اين باب رجوع شود بكتب اهل سلوك از جمله « منازل السائرين ، چاپ ط ، 1316 ه ق ص 52 تا 60 . ( 6 ) . « تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا » و قد مضى شرحه « اختصارا » .