سيد جلال الدين آشتيانى

609

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

خداوند اميدوار مىشود . « 1 » يعنى بمقام رجاء وارد مىشود و رغبت « 2 » تمام و تام بعبادات و اعمال و سنن و انس با حق پيدا مىكند . جميع اين منازل و مقامات انفعالاتى كه نفس را مستعد از براى قبول فيضان نور قلب مىنمايد ، آن را مطيع از براى اجابت دواعى خود مىنمايد . احكام قلب در اين مقام ظاهر شده و شروع بورود به ابواب معاملات مىنمايد . * * * ابتداى سلوك قلب در ابواب معاملات ، رعايت اعمال و افعال خود است تا اينكه سكينه و آرامشى براى قلب حاصل شود . در كتاب الهى وارد شده است : « فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها » . رعايت ، اصطلاحا نگهدارى نفس از محرمات و آنچه كه مخالفت حق تعالى محسوب شود مىباشد . از حضرت صادق عليه السلام نقل شده است : « رواة الاحاديث كثيرة و رعاتها قليلة » . بعد از رعايت اعمال و افعال ، مراقبت حق تعالى است در سير بسوى او . مراقبت ادامهء ملاحظهء حق و مقصود حق و مقصود مطلق است : « لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً » . مراقبت ، نيز مثل ساير منازل داراى سه مرتبه است ، كه تفصيل مراتب موجب تطويل است ، و غرض بيان اختصار مراتب مذكور در كتب اهل سلوك است . عارف در سير الى اللّه ، در مقام ملاحظهء مقصود كل ، بايد التزام تام به اداى واجبات و ترك محرمات نمايد و بالجمله از مخالفات و مجاسرات خارج گردد : « وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ » . مراد از خروج نفس از محرمات كه از آن « استخراج عن المخالفات » تعبير كرده‌اند ؛ آنست كه سالك بايد عرصه را بر نفس در مقام مخالفت اوامر و نواهى حق تنگ بگيرد ، و نفس سركش را از

--> ( 1 ) . « لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ » . مفهوم از آيه ، آنست كه از خصايص اهل رجا پيروى از حضرت رسالت پناه است و اين از اكمل مقامات مىباشد . ( 2 ) . رغبت به حق در حقيقت فوق رجاء است ، چون رجاء طمعى است كه احتياج بتحقيق دارد . طمع ملازم با فقدان است . رغبت سلوك به تحقيق است : « وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً » خواند ما را براى طلب مكاشفات .