سيد جلال الدين آشتيانى

605

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

به حق است ، كه ترقى و تجاوز از موهومات و تخلص از كثرات و ما سوى الحق و متوغل در عين وحدت است ؛ چون وجود امكانى وجود موهوم و مجازى است ؛ چنان كه قطب العرفا امير مؤمنان عليه السلام فرمود : « الحقيقة محو الموهوم و صحو المعلوم » . درجهء اول اعتصام ، همان مراقبت و تحفظ بر عبادات و اوامر الهى است . نفس بواسطهء مراقبت بر طاعات و خيرات و عبادات ، استعداد خروج از ورطهء كثرت پيدا كرده ، و مستعد مىشود از براى توغل در عين وحدت و محو كثرت امكانى و موهومات وجودى ، و انمحاء جميع افعال خود در فعل وحدانى حق تعالى مجده . سالك در اين مقام ، اراده و قدرت و ساير شئون خود را مضمحل در شئون ربوبى مشاهده مىنمايد و بمقام رضا نائل مىشود ، اين خود درجه دوم از اعتصام است كه اختصاص به خاصه از اهل توحيد دارد ، لسان اين مرتبه « ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى » است . درجهء سوم از اعتصام ، نيل سالك بمقام مرتبه‌يى است كه حقيقت حق را به عين حق شهود مىنمايد . « 1 » « فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها » . مراد از عروة الوثقى ، وحدت ذاتيه است كه استحكام و وثاقت آن ذاتى است و منشأ جميع مواثيق و مبدا كل مستحكمات است . جميع حقايق وجودى بحسب ذات منفصم الحقيقة و باطل‌الذواتند ، و نقطهء استحكام و وثاقت جميع ماهيات كه متكاثرات بالذاتند حقيقت احديت ذاتيه است كه جامع جميع كثرات و منشأ جميع وحدات است . خطوط شعاعيه‌يى از اين مقام كه از آن به سرّ وحدت سارى در همهء حقايق است بموجودات و اعيان متصل است آنچه كه قلب انسانى را از

--> ( 1 ) . لسان اين مرتبه « رضانا اهل البيت رضى اللّه » است در چشم سالك در اين مقام ، جميع وسايط بين او و حق برداشته شده است . « و سيأتى زيادة توضيح لذلك في المباحث الآتية في بيان مراتب الولاية ، ان‌شاءالله تعالى » .