سيد جلال الدين آشتيانى
601
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
كه برخى از آن شرائط در كتب اهل سلوك و برخى در كتب فقه مسطور است . مثل قضاى فوائت و اداى ديون و تضرع باطنى و ابتهال به حق و تصفيه باطن به كثرت عبادت ، ندم باطنى و بكاء و قيام بمستحبات در ليالى ؛ و غير اينها از امورى كه در كتب اهل فن موجود است . شرع مقدس ، « بما لا مزيد عليه » شرائط قبولى توبه و صحت انابه و كيفيت توسل به حق و رجوع به مبدأ اعلى ، و كيفيت استدراك ما فات را بيان نموده است ، و در جميع اين مراتب موازينى در شرع موجود است كه سالك مىتواند آن موازين را با اعمال و افعال و حالات و مقامات خود تطبيق نمايد . شخص مأيوس از اعمال گذشته و تايب ، از گناهان ، اعمالى را كه « تقربا الى اللّه » بجاى آورد و اضطرار و افتقار خود را شهود نمايد بوارق لطف حق شامل حال او مىشود ، و در مقام انسلاخ از فعل خود و رؤيت الطاف ملكوتى ، خود را محتاج به حق مىبيند ، و حق او را بلوامع الطاف و عنايات و بوارق تجليات تأييد مىنمايد و سنت حق از قديم الايام بر اين جارى است . بنا بر اين اگر كسى به اندازه يك وجب به او نزديك شود ، خداوند ذراعها به او نزديك مىشود . حضرت ابو طالب به حضرت ختمى مرتبت « عليهما السلام » عرض كرد : ما اطوع ربّك لك يا محمد ؟ فقال عليه السلام : يا عم انت اطعته ، اطاعك . مرتبهء بعد از انابه و منزل بعد از رجوع بحسنات ، منزل تفكر است . نتيجهء تفكر ، « 1 » رسيدن به معناى احكام شرع و كيفيت تخلص از ميزان طبيعت و منفعل شدن از مواعظ و نصايح ، و عبرت گرفتن از آيات آفاق و انفس و پى بردن بطريق نجات است . انسان بهواسطه تفكر ، كه اشرف عبادات و مقربات به حق تعالى است ، منشأ بيدارى قلب و بصر معنوى نفس ناطقه مىگردد كه حقايق را ادراك نمايد . تفكر
--> ( 1 ) . از حضرت رسول وارد شده است : « تفكر ساعة خير من عبادة سنة » ؛ چون عبادت خالى از معرفت روح ندارد . از حضرت امير وارد شده است : « تفكر ، انسان را وادار بأعمال خير مىنمايد . قلوب خود را با تفكر آگاه و بيدار نمائيد . تفكر يك ساعت بالاتر از عبادت شصت سال است . فكر ، عمل قلب و اطاعت ، عمل جوارح مىباشد .