سيد جلال الدين آشتيانى
597
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
دادن اوقات و اعراض حق ، در صدد چاره از ايام گذشته و رفع حجب و نقائصى كه نفس را احاطه كرده است برآيد . ملكات حاصلهء از معاصى و الوانى كه نفس از انغمار در دنيا به خود گرفته است زائل و تدارك نمىشود ، مگر به توبه كه : « التائب من الذنب كمن لا ذنب له » . حق در سورهء حجرات فرموده است : « وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » . هيچ ظلمى بالاتر از ظلم بنفس نيست . كدورات روحى و گرد و غبار معصيت با آب توبه شسته و زائل مىگردد . حضرت صادق فرموده است : « التوبة حبل اللّه و مدد عنايته » . بنده عابد حق ، بايد هميشه در مقام توبه از گناهان و رجوع باتيان اوامر حق و ترك معاصى باشد . « 1 » حقيقت توبه و بازگشت از معصيت ، رجوع از مخالفت حق بسوى موافقت اوست . مكلف مادامىكه حقيقت ذنوب را نفهمد و نداند ، كه گناه ، مخالفت با حق ، بلكه محاربه با حق است ، « 2 » رجوع از گناه در حق او صحيح نيست . توبه داراى احكامى است كه بطور تفصيل در كتاب و سنت بيان شده است . توبه داراى ظواهر و بواطنى است « 3 » كه در كتب اخلاق ، اهل اللّه متعرض آن شدهاند . * * * سير انسان بسوى حق به باطن وجود ، و رجوع به وحدت و برگشت ببدايات وجود است . « و قد سألوا و قالوا ما النهايات و قيل : هى الرجوع الى البدايات » . ولى استمداد و استعانت از ظاهر و اسباب دنيوى نيز مدخليت در رجوع انسان باصل خود دارد . هيئات بدنيه بصقع نفس و باطن قلب ، صعود مىنمايد . مراتب غيوب باطن به شش « 6 » مرتبه مىرسد : اول آن ، غيب قوى « 4 » و دوم
--> ( 1 ) . توبه نسبت به اشخاص مختلف است . توبه انبياء توبه از اضطراب سرّ ، و توبهء اصفياء از اضطراب نفس ، و توبهء اولياء از تلوين خطرات ، و توبهء خواص از اشتغال به غير حق ، و توبه عوام النّاس از ذنوب و معاصى است . ( 2 ) . لذا در حق ربا خواران در قرآن مجيد وارد شده است : « كسانى كه از اين عمل دست برندارند ، اعلان جنگ با خدا نمايند و جنگ با خدا منجر بشكست و هلاك دائمى مىشود و فتح در آن نيست » . ( 3 ) . رجوع شود بشرح منازل السائرين ، چاپ سنگى ، طهران ، ص 21 ، 22 ، 23 . ( 4 ) . اين مرتبه را كه مقام غيب قواى باطنى و مراتب غيب وجود نفس است ، « غيب جن » هم ناميدهاند ؛