سيد جلال الدين آشتيانى

598

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

آن ، غيب نفس و سوم ، غيب قلب و چهارم ، غيب عقل . پنجم ، غيب روح و ششم ، غيب الغيوب و غيب احديت وجود است . بحسب ترقى و استكمال از براى نفس دو مرتبهء ديگر حاصل مىشود : نفس قبل از توجه به حق امارهء بالسوء است ، بعد از استكمال ، مبدل بنفس لوامه مىشود و بعد بمقام اطمينان مىرسد كه از آن به نفس مطمئنه تعبير كرده‌اند . قلب نيز داراى مقامى فوق مقام عقل و دون مقام روح است ، كه مقام سر نام دارد . اين مقام در موقع ترقى قلب بمقام روح ، حاصل مىگردد . روح نيز داراى مقامى است كه مرتبهء خفى نام دارد ، و اين مقام ، هنگام ترقى روح بمقام وحدت و اعراض از كثرت حاصل مىشود . همان‌طورىكه قبلا بيان شد ، نفس امارهء بالسوء بواسطهء توفيقات ربانى از خواب غفلت بيدار مىشود ، و مبدل به لوامه مىگردد . اول مقام آن يقظه است ، بعد از نيل بمقام يقظة ، از معاصى بطاعات و عبادات رجوع مىنمايد . علماى عرفان عملى ، مقام بعد از توبه را در بدايات ، محاسبه نام نهاده‌اند . طريقهء توبه و علاج آن در شرح معين شده است . انسان موقعى كه اعمال خوب و بد از او سر زده است و توجه به حق دارد ، پيش خود سيئات خود را با حسنات مىسنجد . اگر سيئات غلبه داشته باشد ، در صدد جبران بر مىآيد . تكثير حسنات و تنقيص سيئات موجب و علت اين دو محاسبه است . براى جميع اين مراتب ، يعنى بيدارى از غفلت و توبه و مراتب آن ، و يقظه و مراتب آن ، و محاسبه ، موازينى از شرع بما رسيده است كه سالك اگر به آن موازين عمل نمايد ، و علم به آن موازين داشته باشد ، و حالات و مقامات خود را بسنجد ؛ در مقام سلوك گمراه نمىشود . احتياج بشيخ كامل و مرشد ، براى شناسائى موازين و اصول و تطبيق آن با حال سالك و مقام شخص متوجه به حق مىباشد . زيرا طى طريق آخرت و قطع منازل و مراحل ، و رفع حجب ظلمانى در صعوبت و دشوارى ، لرزه به اندام كسانى كه مستكفى

--> چون جن بمعنى غيب و باطن هم آمده است ، و در قرآن به همين معنا اشاره شده است : « إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ » .