سيد جلال الدين آشتيانى
596
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
عارف كامل ، خواجه عبد اللّه انصارى « قده » « 1 » گفته است : « و هي اول ما يستنير قلب العبد بالحياة لرؤية نور التنبيه » . يقظه و بيدارى در اول ، توجه به حق و توجه بانغمار نفس در خواص طبيعت در سه چيز است : اول : ملاحظهء نعمتهائى كه خداوند ، اعم از نعم ظاهر و باطنه به انسان عطا نموده است : « و اسبغ عليكم نعمه ظاهرة و باطنة » . دوم : مطالعه و ملاحظهء جنايات و معاصى ، و افراط و تفريطهائى كه انسان در مقام انغمار بجا آورده است و بايد خود را مهيّا از براى تدارك نمايد . سوم : بيدارى و انتباه ، و معرفت نسبت بهآنچه كه سبب زيادتى حال و مرتبهء متوجه به حق ، از طاعات و خيرات در ايام عمر انسان و آنچه كه سبب نقصان حال ، و مرتبهء متوجه به خدا و تنزه از تضييع ايام به بطالت مىباشد ؛ تا در نتيجه ملاحظهء اين امور مادامىكه وقت باقى است ، ما فات را تدارك نمايد ، و غفلت از تدارك نكند ، و مغرور ببقاء عمر خود نشود ، كه منازل و مقامات خارج از حد ، و عبور از آنها در نهايت دشوارى و سختى است . لذا مرشد كامل على « ع » ، گفته است : در امر دنيا و ترتيب نظام معاش و جامعهء انسانيت ، و عدم اهمال جهات مربوط بخلق و اجتماع ، چنان ساعى و جدى باش كه خيال كن عمر تو دائمى است و نخواهى مرد . و اما در آخرت و تحصيل زاد و توشه و سير مقامات و احوال ، طورى باش مثل آنكه فردا خواهى مرد . در كتاب و سنت واردهء از خواجهء عالم بخصوص از طريق حضرت صادق آل محمد دستورات و احكام زيادى راجع به اين سه موضوع كه ذكر شد آمده است ، و لو لا الخروج عن طور هذا الشرح ، لا وردت ما ورد عن الصادق « ع » عليه السلام في هذه المقامات » . انسان بايد بعد از بيدارى از خواب غفلت و ملاحظهء ايام گذشته ، و از دست
--> ( 1 ) . رجوع شود بمنازل السائرين ، شرح عارف محقق ملا عبد الرزاق كاشانى ، چاپ طهران ، 1315 ه ق ، ص 22 ، تا 28 . و مقدمه شرح مفتاح ، چاپ سنگى ، طهران ، 1323 ه ق ، ص 19 ، 20 .