سيد جلال الدين آشتيانى

595

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

شخصى اگر بواسطهء وعظ وعاظ و تذكرات داعيان الهى به خود آيد ، و مظاهر روحانى و نفسانى خود را محبوس در زندان طبيعت ببيند ، و آثار حجب ظلمانى را مشاهده نمايد ، و خطاب بمظاهر روحانى و نفسانى محبوس در زندان تلبس و آثار حجب ظلمانى وجودى خود نمايد ، و بگويد : « يا صاحبى السجن أ ارباب متفرقون خير ام اللّه الواحد القهار » . اين مرحله كه رويت نفس محبوس در سجن طبيعت باشد ، و آگاهى از اسارت نفس در قيود تعلقات ناشى از نور ايمانى و جذبه ربوبى است ، كه نفس را از باطن خود آگاه و بيدار مىنمايد نتيجة احساس نقصان و تضييع زمان در وجود خود مىنمايد و مىگويد : « يا حسرتى على ما فرطت في جنب اللّه » ؛ به حكم اين تنبيه ، احساس مىنمايد كه بايد گذشته را جبران نمايد ، تا قبل از آنكه پاكيزه شود ، با ملكات زشت خود حق را ملاقات ننمايد . اين احساس را اهل طريقت ، يقظه و بيدارى نام نهاده‌اند . به همان علتى كه ذكر شد ، شرع اسلام و ائمهء هدى موازينى از براى فرار از اين ورطه ذكر كرده‌اند . حق تعالى در قرآن مجيد در همين باب فرموده است : « قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى ، ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذابٍ شَدِيدٍ » . قيام به حق ، مقصود اصلى و قيام واقعى قيام به حق است . بواسطهء همين قيام ، حق تعالى شرح صدر بقائم باللّه اعطا مىفرمايد ، و ابواب عبادات به او مفتوح مىگردد ، و اسباب سعادات و بركات را بر قائم باز مىنمايد . اين خصلت ، مقدم بر جميع خصائل و مقدمهء ساير منازل است . قيام به حق ، نتيجه يقظه از خواب و چرت غفلت و توجه به فطرت اصلى است . انسان مغمور در غواشى ظلمت و غافل از حق و معرض از نور فطرت بمقتضيات طبيعت در خواب غفلت است ، و واعظ حقيقى ، حق است كه بواسطهء انقذاف نور اسم هادى ، او را بيدار مىنمايد . لذا

--> هستند كه سالك بايد آن منازل را طى نمايد . اللهم ارزقنا الخروج عن مقارّ احكام العادات و اللذات الفانية به حق محمد « ص » و آله « ع » .