سيد جلال الدين آشتيانى
594
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
قبل از نزول جبرئيل مرتعش مىشد ، و در مقام نزول جبرئيل بر قلب ملكوتى آن حضرت « روحى فداه » سنگينى در وجود مبارك خود احساس مىنمود . خلاصه اين قسم از وحى ، ملازم است با تأثر و انفعال باطنى كه سرايت در بدن مىنمايد ؛ ولى در تمثل شدت و انزعاج و انحراف و خروج از تعادل موجود نمىباشد . برخى از القائات ملكى با حديث نفس امتزاج پيدا مىنمايد ؛ چون نفس بحديث نفس سابق و افكار قبلى منغمر است ، و اين انغمار منشأ امتزاج و تغيير القاء عما هو عليه مىشود . اين قسم القاء را بايد بكامل عارف موازين تحقيق ، عرضه داشت . ما قسمتى از اين موازين را در اوائل كتاب بيان كرديم . * * * حقيقت مطلب آنست كه در القائات و واردات ، بايد سالك عارف تحت مراقبت شيخ كامل و مرشد متوجه به حق و اهل مكاشفه ، بر طبق موازين و قوانينى كه شريعت اسلام و حقيقت خاتميه و ائمهء اطهار « عليهم السلام » ، مقرر كردهاند ، وارد مرحله سلوك و سير الى اللّه و ملكوته الاعلى شود . شخصى كه وارد سلوك مىشود ، اگر از مردمان عادى و منغمر در كثرت باشد ، و زر و زيور دنيا او را به خود مشغول كرده باشد ، و ملكات زشت ناشى از گناهان صغيره و كبيره نفس او را احاطه كرده باشد ، بايد به خود آيد و خود را بشناسد ، و بداند كه اهل معصيت از مبعدين مىباشد . اول مرحلهء سلوك ، يعنى مقدمهء رهائى از كثرات ، بيدارى و توجه به خود است ، كه اهل الله از آن تعبير به يقظه كردهاند . شخص منغمر در كثرات و ارجاس دنيائى ، مثل نائم است ؛ و غفلت از خود دارد . فطرت پاك و مجرد و روحانى او بواسطهء توجه بحظوظ نشئه دنيا و مقبل بخيالات زائله و نعمتهاى فانيه به حكم خواص تطويرات و احكام تعويقات ، و غلبهء احكام كثرت و آثار نشئه حس و محسوس از اصل خود منحرف شده است . « 1 » چنين
--> ( 1 ) . أهمّ اقسام بدايات توبه است ، كه رجوع از مخالفت به موافقت و رجوع از ظاهر به باطن باشد . نفس بعد از فراغ از توبه به محاسبه و انابه وارد مىشود ، و بعد از طى منازل تفكر و تذكر و اعتصام و فرار ، و رياضت و سماع ، و طىّ مقامات سير و بدايات ، و طى مقامات اسلام و ايمان و احسان ، مستعد از براى دخول در ابواب ؛ و بعد از طى مراتب ابواب ، داخل باب معاملات مىشود . جميع اين مراتب ، منازلى