سيد جلال الدين آشتيانى

593

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

افكار و آراء و لطائف وجود نفس ، و اختلاف در قبول فيض از حق مىباشد ، حاكى از آنست كه پيغمبر اسلام محيط بر قلوب همه انسانها است . معيار و ميزان تميز بين اقسام القائات و واردات شرع است . آنچه كه در اين مقام مورد امر الهى ، اعم از وجوبى و استحبابى واقع شده باشد ، رحمانى و الهى ؛ و آنچه كه منهى باشد ، اعم از محرمات و مكروهات ، القائات و واردات شيطانى است . در مباحات ، آنچه كه اقرب بالتذاذ و حظ نفس باشد ، يعنى موافق با حظوظ نفس و استكمال جنبهء حيوانى باشد ، ملحق به القائات شيطانى « 1 » ، و آنچه كه منشأ مخالفت هواء نفس باشد ، يعنى حظوظ نفسانى در آن مراعات نشده باشد ، رحمانى و ربانى است ، نشانهء القاء الهى آنست كه بعد از القاء لذت عظيمى كه انسان را مستغرق مىنمايد دست مىدهد . گاهى لذت به اندازه‌يى است كه سالك را از طعام و غذا باز مىدارد ، و نفس مستغرق در حقايق مىشود ، و از جهات بدنى غفلت پيدا مىكند . القائات رحمانيه ملازم با شعف و لذت نيست . اگر هم لذت و شعفى به صاحب آن دست دهد ، ناشى از علمى است كه از القاء حاصل شده است ، نه آنكه نفس القاء ملازم بالذات باشد . اين القاء دو طرف دارد ، يعنى قائم به دو طرف است يك طرف از خارج بطريق تمثل است ، مثل تمثل « دحية بن خليفة الكلبى » . طرف ديگر ، القاء از باطن ذات و قلب است ؛ همان‌طورىكه حق تعالى گفته است : « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ » . در اين قسم كه بطريق تمثل نيست ، و جبرئيل نازل بقلب حضرت ختمى شده است ، ملازم با ارتعاش بدن حضرت خواجهء كائنات و انقلاب حال آن حضرت بوده است . لذا معروف است حضرت

--> ( 1 ) . القائاتى كه از اجنّه حاصل مىشود ، مورد اعتماد نيست و بايد به كاملى كه عارف بموازين و قوانين است عرضه شود ، تا عارف بموازين تحقيق در آن نظر كند و صحت و سقم آن را تميز دهد . رجوع شود به نفحات قونيوى ، چاپ سنگى ، طهران ، 1316 ه ق ، ص 97 و 98 .