سيد جلال الدين آشتيانى

575

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

« كه يكى هست و نيست كس جز او * وحده لا إله الا هو » در اين سرّ وجودى بواسطهء تجلى و ظهور وحدت ، كثرت و حجب آن ، مرتفع

--> « ان رسول اللّه « ص » صلى بالناس الصبح فنظر الى شاب في المسجد و هو يخفق و يهوى برأسه ، مصفرا لونه قد نصف جسمه و غارت عيناه في رأسه ، فقال له رسول اللّه : كيف اصبحت يا فلان ؟ قال : اصبحت يا رسول اللّه موقنا ، فعجب رسول اللّه من قوله و قال : ان لكل يقين حقيقة فما حقيقة يقينك ؟ فقال : ان يقينى يا رسول اللّه هو الذى احزننى و اسهر ليلى و اظمأ هو اجرى فعزفت نفسى عن الدنيا و ما فيها حتى كأنى انظر الى عرش ربى و قد نصب للحساب و حشر الخلائق لذلك و انا فيهم و كأنى انظر الى اهل الجنة يتنعمون في الجنة و يتعارفون على الارائك متكئون . و كأنى انظر الى اهل النار و هم فيها معذبون مصطرخون ، و كانى الآن اسمع زفير النار يدور في مسامعى . فقال رسول اللّه « ص » لاصحابه : هذا عبد نور اللّه قلبه بالايمان . ثم قال له : الزم ما انت عليه . فقال الشاب ادع اللّه لى يا رسول اللّه ان ارزق الشهادة معك ، فدعى رسول اللّه « ص » فلم يلبث الى ان خرج في بعض غزوات النبى « ص » فاستشهد بعد تسعة نفر و كان هو العاشر » . بنا بر بعضى از روايات خاصه ، اين شخص « حارثه بن مالك بن نعمان انصارى » است ، ولى همان‌طورىكه گفتيم ، مثنوى از او بنام زيد بن حارثه اسم برده است . اين قبيل از مسامحه در مثنوى زياد است : گفت پيغمبر صباحى زيد را * « كيف اصبحت » ؟ اى رفيق باوفا گفت عبدا مؤمنا باز ، اوش گفت * كو نشان از باغ ايمان گر شكفت گفت تشنه بوده‌ام من روزها * شب نخفتم ز عشق و سوزها تا ز روز و شب جدا گشتم چنان * كه ز اسپر بگذرد نوك سنان كه از آن‌سو جملهء ملت يكى است * صد هزاران سال و يك ساعت يكى است زيد ، علت يقين خويش را حزن باطنى و شب نخوابى « عجبا للمحب كيف ينام » و اطاعت حق و اعراض از طبيعت و لوازم آن معرفى مىكند ، نتيجهء اين اعمال رسيدن بمقام « كان » است . گفت از اين ره كو ره‌آوردى بيار * در خور فهم و عقول اين ديار گفت خلقان چون ببينند آسمان * من ببينم عرش را با عرشيان باز گويم يا كه بر بندم نفس * لب گزيدش مصطفى يعنى كه بس در برخى از كتب در ايام گذشته ( على ما هو ببالى ) ديده‌ام كه زيد به حضرت رسول عرض كرد اگر اجازه بفرمائى بگويم كه در بين اين جماعت ( صحابه ) چه كسى اهل جنان و چه كسى اهل نار است . نورانيت زيد بن حارثه از زيادى ايمان و شدت يقين ، كه منتهى باشراف بر حقايق اشياء و باطن عالم وجود و انكشاف حجب و شهود حقايق به عين يقين حاصل شده است ، لذا زيد يا حارثه برى از وصمهء