سيد جلال الدين آشتيانى
569
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
حق مىداند ، اين مقام قلب است ، و سالك قهرا در ابتداى سلوك « 1 » كثرات را ملاحظه مىنمايد . اعتقاد به حق و آخرت ، بذر مشاهدات اوست ، كمكم قطع پيدا مىكند كه بدون اعمال صالحه بمقامى نمىرسد ، شروع باعمال مىكند . بايد حق را ناظر بر جميع افعال خود ، و افعال خود را مشهود حق ببيند . اين مقدمه قهرا در مقام سلوك موجود است . اطمينان بحضور اشياء نزد حق مقدم بر اعتقاد بر حضور حق است . اين قسم اخير ، مقام روح است . « 2 » حارثه يا زيد بن حارثه « صحابى » به اين مقام تشرف حاصل نموده بود ، « 3 » حضرت رسول از او
--> ( 1 ) . ايمان اسم جامع نبوى است كه جميع ابواب حقايق را در بر دارد . احسان سه درجه دارد : اول : احسان در قصد است بتهذيب قصد علما و ابرام آن عزما و تصفيهء آن بحسب حال . درجه دوم : احسان در احوال است . مراد باحوال ، احوالى است كه ميراث اعمال و ثمرات افعال سالك است . درجه سوم : احسان در وقت است كه بايد شخص سالك در اين مقام از مشاهده دست بر ندارد ، براى آنكه وقت سالك واحد و لحاظ همت او حق را بايد نهايت نداشته باشد . تعلق همت بذات حق نهايت همت است ؛ ليكن تجليات ذاتى حق تناهى ندارد . ( 2 ) . وجه اختلاف خضر با موسى هم همين جا بوده است . خضر حضور را درك مىنموده و مأمور حضور بوده است . موسى مدرك محضر و مأمور حفظ محاضر بوده است . ( 3 ) . استاد مشايخنا العظام آقا ميرزا هاشم اشكورى ، « قدس اللّه روحه و كثر عنده فتوحه » ، در حواشى خود بر مصباح « چاپ طهران ، 1323 ه ق ص 6 » بين حق و حقيقت فرق گذاشته است . مرحوم عارف محقق آقا ميرزا محمد على شاهآبادى « قده » ، و مرحوم استادنا العلامة آقا ميرزا مهدى آشتيانى « عظم اللّه قدره » ، حق و حقيقت را عبارت اخراى يكديگر دانستهاند و بر كلام استاد خود آقا ميرزا هاشم مناقشه كردهاند . آقا ميرزا هاشم در بيان « ان لكل حق حقيقة » گفته است : « انسان سالك با ايمان و توبه و ملازمت با اعمال صالحه و استحضارات قطعى تفصيلى طالب طريق كاملتر است . « يتحرى الأسد فالاسد ، الاولى فالاولى » . از كلام و عمل به اين جهت بوسيلهء اعمال صالحه از حق الايمان به حقيقت ايمان ارتقاء مىبايد ، لذا حضرت رسول به او « حارثه » گفت : « لكل حق حقيقة » ؛ چون حارثه گفت : « عرفت نفسى » حضرت فرمود : « عرفت فالزم » ، يعنى دانستى كه شرط كمال تصديق و ايمان استحضار به اخبارات الهيه و نبويه « ص » است بنحو قطع و يقين . ما بعد اين مقام ، فوق مقام ايمان است ، چون سالك بعد از طى اين مراحل بمقام شهود و عيان مىرسد . مقام « كأن » برزخ بين تصديق جملى و علم شهودى و كشف عيانى است » . ما بعد مقام « كأنى » علم تام و شهود تحقيقى و معاينه بدون « كأن » است ، چون اين مقام اعلى درجات ايمان حجابى است ، و فوق اين مقام در اين