سيد جلال الدين آشتيانى
558
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
مىكند تا در مقام سير صعودى بحقايق لوح محفوظ اتصال پيدا مىنمايد ، و جميع حقايق موجود در لوح محفوظ و كتاب مبين از براى او مكشوف مىگردد ، و بعد از استكمالات زياد بمقام عقل اول متصل شده و اتحاد وجودى با عقل اول پيدا مىكند ، و بعد از اتحاد با عقل اول جميع حقايق موجود در عقل اول را مشاهده مىنمايد بمشاهده حضورى . برخى از سلاك به همين مرتبه واقف مىشوند و كمّل از سلاك از عقل تجاوز كرده بعالم علم ربوبى متصل شده و بر حقايق اعيان اطلاع پيدا مىكند . رسيدن بعالم اعيان ثابته و حضرت علميه و شهود حقايق در اين مقام و موطن ، بالاترين مقام كشف و شهود حقايق است . فوق اين مرتبه ، مقام فناء در ذات و بقاء به حق است ، چون سالك بعد از سير بمقام واحديت و مظهريت او نسبت بتجلى ذات و فناء عين او در تحت قهر كبريايى حق بهنحوى كه رسم و اسمى از براى او نماند ، اعلى مراتب شهود است ، ولى به شرطى كه بقيهاى از بقاياى وجود براى او نماند و تجلى حق نسبت به عبد بتجلى ذاتى كه ملازم با فناء ذات عبد است تحت سطوات انوار حق و نيل بمقام بقاء بعد از فنا و صحو بعد از محو از وراء استار اسمائى و قبل از ظهور اعيان ثابته است ، و فوق اين مرتبه مقامى متصور نيست . ما اين مطلب را بنحو اختصار شرح داديم و در مقام مراتب وجود انسان نيز قسمتى ذكر خواهد شد ، خلاصه آنكه فوق اين مرتبه كشفى متصور نيست . و اما كشف معنوى كه مجرد از صورت حقايق است « و مكشوف اصل جوهر ذات معنا است نه صورت ظاهر در عالم مثال مطلق يا مقيد » ، از تجليات اسم عليم حاصل مىشود . كشف معنوى ظهور معانى غيبى و حقايق عينى است . اين كشف نظير كشف مثالى و صورى مراتبى دارد : اول مرتبهء كشف ظهور معانى است در قوهء مفكره بدون استعمال مقدمات و تركيب قياسات ؛ « قياساتى كه معمول بين اهل نظر است در كشف حقايق ، ولى بنحو كشف علمى نه عينى » ، بلكه اين كشف حصول پيدا مىنمايد بانتقال ذهن از مطالب به مبادى مطالب و آن را حدس مىنامند . مرتبهء دوم ، كشف معنوى در قوهء عاقله كه قوهء مفكره را به كار مىبندد ، از براى