سيد جلال الدين آشتيانى
54
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
سازد ، حب جاه و منصب و مال كه از نفس بهيمى در انسان رسوخ پيدا مىكند ، كبر و حسد كه از لوازم نفس سبعى است ، به از بين بردن نفس اماره قلع و قمع ، و قلب خود را از محبت غير خداى خالى نمايد و حق را در قلب خود جاى دهد ؛ كمكم حالت فناء در حق به او دست مىدهد . بعد از تحقق بمقام فناء ، جميع حقايقى را كه در ابتداى سلوك از راه ترتيب مقدمات و تنظيم امور معلومه از براى نيل بمجهول واجد شده بود ، از مقام علم اليقين بمقام شهود و نيل بحاق واقع مبدل مىگردد و حق را به چشم دل مىبيند . بنا بر آنچه كه ذكر شد ، منشاء پرواز انسان از حضيض ناسوت بعالم بىانتهاى ربوبى ، دو قوه است كه حق در انسان به وديعه نهاده است كه بهمنزلهء دو بال از براى صعود انسان به قلهء حقايق و ذروهء مقام شامخ انسانيت محسوب مىشود . قوهء اوّل ، عقل نظرى و دوم ، عقل عملى است كه بوسيلهء عقل نظرى بمقام علم اليقين و بواسطهء عقل عملى بمقام حق اليقين و عين اليقين مىرسد . علوم حاصلهء از قوهء نظر و فكر و برهان واسطه بين عالم و معلوم خارجى است . چون صورت علمى ، حكايت از معلوم خارجى مىنمايد ، لذا حاجب و واسطهء بين انسان و واقع است . علم بحقايق در اين مقام ، ملازم باخفاء و غيبت معلوم از عالم است و عالم در اين موطن ، مستور در حجاب علم است ، اما شهود ، ملازم است با خرق حجاب علم و عالم در اين مقام ، عين وجود واقعى معلوم را مشاهده مىنمايد . مرتبهء آخر ، شهود حق اليقين است كه از آن به « اسفار صبح كشف » ، تعبير نمودهاند . سالك در اين مقام ، از كلفت و زحمت شهود و تعين نيز آسوده شده است ، چون فانى در علم حق گرديده و از قيام بحقوق يقين و حمل آن راحت شده است . بنا بر آنچه كه ذكر شد ، طريقهء اهل سلوك كه همان طريقهء انبياء و اولياست ، افضل از طريقهء اهل نظر است ، و علت اينكه مطالب و مبانى عرفا در مسائل مربوط به مبدأ و معاد مستحكمتر است ، همين است . « 1 » * * *
--> ( 1 ) . اصولا برخى از مسائل مهم مخصوص به مبدأ و معاد تا قبل از ظهور « ملا صدرا » ، اختصاص به عرفا