سيد جلال الدين آشتيانى

535

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

در ماده حاصل شود ، سبب محو و زوال صورت ديگر مىشود . مادهء واحد بيش از يك صورت قبول نمىنمايد . خلاصهء تحقيق آنكه صور خياليه در دو موطن متحد با نفسند : يكى در موطن وجود جمعى خيال كه مقام وجود اجمالى صور خياليه باشد « 1 » ، و ديگر در موطن ظهور صور خياليه در مقام خلاقيت نفس در مرتبهء خيال . اول را انطواء كثرت در وحدت ، و دوم را وحدت در كثرت گويند . آنچه كه در اين شرح ذكر شد ، ملخص بيانات صدر المتالهين در تجرد خيال است . براهين ديگرى هم بطور متفرقه ذكر كرده است كه بيان آن براهين منافى با غرض ماست و در رسالهء مستقل بطور مبسوط و مفصل متعرض آن شده‌ايم . * * منكران عالم مثال حكماى مشائين و اتباع آنانند كه وجود عالم مقدارى بين العالمين بدون حلول در ماده را محال مىدانند . حكيم محقق و نحرير متاله سيد محقق داماد « رض » در جذوات ، و علامهء لاهيجى « ملا عبد الرزاق « قده » » در گوهر مراد ، اين قول را سخت انكار كرده‌اند عجب از محقق لاهيجى است كه مدتها از صدر المتألهين استفاده علمى نموده و اختصاص به ملا صدرا داشته و براهين قويهء ملا صدرا را در اثبات عالم برزخ و مثال ، بدون واسطه استماع كرده ولى در علميات و بيان حل معضلات و عويصات دائما دور مطالب متكلمان و مبانى خشك مشاء مىگردد ، چنان مرعوب كلمات شيخ الرئيس است كه از افكار صدر المتألهين ابدا لونى به خود نگرفته است و آن‌همه تحقيقات ملا صدرا را در اثبات برزخ صعودى و نزولى ناديده گرفته است .

--> ( 1 ) . علم چه كلى و چه جزئى ، داخل مقوله‌يى از مقولات جوهريه و عرضيه نمىباشد . صور علميه به نظر تحقيق مطلقا بحسب وجود با نفس ناطقه متحدند . نفس بهر چيزى كه علم پيدا مىنمايد ، عرضى به آن منضم نمىشود ، بلكه بحسب جوهر ذات شديد مىشود و ارتقايى به طرف عالم آخرت برايش حاصل مىگردد و علم باشياء حاكى از خروج نفس از قوه به فعليت و از نقص بكمال است . نفس در مقام استكمال از مقام نازل بمقام عالى صعود مىنمايد و فيض حق بمقام باطن او مىرسد و توانايى و قدرتى پيدا مىكند و در مقام قوس نزول صورى حاكى از كمال و فعليت در خود ايجاد مىنمايد .