سيد جلال الدين آشتيانى
533
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
ساير علاقههاى موجود بين اجسام . اين معنى در صور علميه باطل است ، چون صور خياليه در هيچ جهتى از جهات نفس انسانى واقع نيستند . يا آنكه علاقه تعلق وضعى نيست ، بلكه ارتباط بين اين دو ارتباط على و معلوليست . صورت خيالى مقدار قائم به محل جسمانى نيست . تأثير قوهء خياليه در صور شبحى اگر تأثير مادى باشد ، بايد به مشاركت وضع تأثير نمايد و محاذات شرط وجود آن باشد و بايد بين آن با جسمى كه از آن متأثر مىشود و قبول تأثير مىنمايد علاقهء وضعيه موجود باشد ، ناچار متأثر هم بدون مشاركت وضع قبول تأثير نمىنمايد ، ولى صور خياليه در جهتى از جهات عالم ماده واقع نيستند و از تأثير و تأثر وضعى و جسمانى كنارند . از آنچه كه بيان شد ، معلوم مىشود كه مؤثر در صور علميه بايد امرى غير جسمانى باشد . « و لا نعنى بالتجرد عن المادة إلا هذا » ، هكذا حققه بعض الحافين حول عرش التحقيق « اعلى اللّه قدره و رفع شانه » . و الى هنا ينتهى القول . * * * برهان قوى ديگر بر تجرد خيال ، آنست كه ممكن است انسان صور كثيرى از اشيائى را كه در خارج تحقق ندارند و معدومند تصور نمايد و در ذهن به آنها وجود بدهد . دليل بر وجود صور ذهنيه تميز هر صورتيست از صورت ديگر . بالوجدان مدركات نفس مختلفند . صورت حاصلهء از درياى ياقوت با صورت حاصل از دريائى از زيبق فرق دارد . محل اين صور ، قوهء دماغى نيست ، چون بيشتر صورى كه دائما در ذهن خود وجود مىدهيم ، بمراتب كثيرى از قوهء دماغى بزرگترند ، چه بسا مدركاتى را ما واجد شويم كه بحسب مقدار از خود ما هزاران مرتبه بزرگتر باشند . اين صور اگر در قوهء دماغى موجود باشند ، اگر تمامى صور حلول در قوه نمايند ، انطباع كبير در صغير لازم مىآيد و اگر بعضى از آن صور در هوا موجود
--> است ، از اين شرح تمهر و تدرب او در عرفان عملى و سلوك واضح و هويداست . شايد تا كنون كتابى بدين پرمغزى تأليف نشده باشد ، با متن كتاب در متانت و استحكام مطالب همسنگ و همپايه است ، از اين شرح مىتوان تصديق نمود كه ملا عبد الرزاق در كشفيات دست كمى از تلاميذ قونوى ندارد .