سيد جلال الدين آشتيانى

53

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

مىباشد ، بدون واسطه و حجاب صور علميه و تربيت امور معلومه از براى رسيدن به مجهولات ، بحاق واقع رسيده‌اند « 1 » . پاى استدلاليان چو بين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود صد هزاران اهل تقليد و نشان * افكندشان نيم‌وهمى در گمان با عصا كوران اگر ره ديده‌اند * در پناه خلق روشن ديده‌اند * * * تكميل قوهء نظريه و احاطهء بمبانى نظريه در علوم و معارف مربوط به مبدا و معاد در اوايل سلوك ، نزد جماعتى از محققان اهل عرفان و جامعين در علوم كشفى و نظرى و راسخان معارف يقينى ، يكى از دو وسيلهء نيل بمدارج يقينى و رسيدن بمراتب كشف و شهود است . چون مرتبهء نازلهء حق اليقين و عين اليقين ، علم اليقين است . تبديل علم اليقين به كشف تام و نيل به مراتب حق اليقين و عين اليقين ، بسبب تكميل عقل عملى و قوهء اين عقل است . سالك در مقام تحقق بعلم اليقين ، اگر نفس خود را از رذائل تطهير و پاك نمايد و موانع شهود را به ازالهء تعينات مانع از شهود از بين بردارد ، از خواطر شيطانى و دسايس ابليسى پاك شود ، موبه‌مو احكام شرع را اجرا نمايد و بسنن الهى مواظبت ورزد و ملكات رديّه و رذيله را كه منشأ صدور معاصى است ، از خود دور

--> ( 1 ) . اين معنى مخفى نماند كه شرط كمال از براى مكاشف ، تكميل قوهء نظرى و قدرت فكرى است ، و فقدان كمال قوهء نظرى ، نقص مهمى است . عارف كامل ، كسى است كه قدرت برهانى نمودن حقايق كشفى را داشته باشد و بتواند حقايق مفاض از حق را به صورت برهان درآورد . عرفائى كه در حكمت نظرى نيز راسخند و مسائل عرفانى را با نظم خاص تدوين كرده‌اند ، بيشتر توانسته‌اند علم كشفى را ترويج نمايند . قونيوى و كاشانى و ابن تركه ، كه در فلسفهء نظرى هم راسخ بودند و منشاء ترويج تصوف اسلامى شدند ، مورد احترام اهل نظر و برهانند . در اين اواخر ، تمايل اهل عرفان بفلسفهء نظرى و غور اهل نظر در انظار اهل مكاشفه ، اين دو طايفه را به يكديگر نزديك نمود . به همين جهت كتب مدونهء اهل عرفان بسبك فلسفه تدوين شد و كتب فلسفى از چاشنى ذوق و كشف خالى نماند .