سيد جلال الدين آشتيانى
528
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
ادراك نمايند ، رد مىنمايند بحس مشترك . چه بسا در حس مشترك انواع الوان و طعوم و روائح و اشكال و نغمههاى متعدد موجود شود . اگر چنانچه صور موجود در حس مشترك از نوع صور حاله در مواد باشند ، ممكن نيست در محل واحد اين همه صور متضادهء مختلف جمع شوند . ماديون از عدم تصور حقيقت مادى و مجرد در اين قبيل از مباحث مرتكب تناقضگوئيهاى عجيب و غريب شدهاند . 2 - در صور ماديه ممكن نيست جسم بزرگ در محل و مادهء كوچك حلول نمايد ، بخلاف وجود ادراكى از براى قواى ادراكيه . كوچكتر جسم با بزرگترين جسم فرق ندارد . اگر جميع سماوات را نفس در خيال خود جاى دهد ، هيچ احساس تنگى محل نمىنمايد . اگر ما بزرگترين مقدار را تصور نمائيم ، همه آن را ادراك مىنمائيم ، نه جزئى از آن را . علت اين معنا آنست كه نفس خود نه مقدار دارد و نه صاحب وضع است كه قبول اشارهء حسيه نمايد . « 1 » 3 - در موجودات منغمرهء در مادهء ، هميشه و بنحو دوام كيفيت قوى و تام ، كيفيت ضعيف و ناقص را محو مىنمايد و از بين مىبرد ، ليكن صور نفسانيه اين حالت را ندارند و اين قاعده از آنها جارى نيست . نفس قدرت دارد صور قويه را بعد از صور ضعيف ادراك نمايد و صورت بزرگ را بعد از صورت كوچك تخيل نمايد . 4 - صور ماديه با يكديگر داراى وضع و محاذات و قابل اشارهء حسيهاند ؛ براى آنكه در جهتى از جهات عالم ماده واقعند و يكى از معانى وضع قبول اشاره حسيه و يكى از خواص موجود مادى وقوع در جهتى از جهات عالم ماده است ، بخلاف انواع و اقسام صورتهاى ادراكى كه داراى وضع نيستند و در جهات عالم ماده واقع نگرديدهاند . 5 - صورت خارجى موجود مادى را ممكن است هزاران نفر ادراك نمايند ،
--> ( 1 ) . لذا پيغمبر ما « ص » فرموده است : « ان قلب المؤمن اعظم من العرش » . اين روايت به چند لفظ و طريق نقل شده است . ما مناسبت قلب را با عرش حق ، مفصل در فصل نهم اين مقدمه بيان كردهايم . از بايزيد نقل شده است : « و لو ان العرش و ما حواه دخل في زاوية من زوايا قلب ابا يزيد لما احس بها . . . » .