سيد جلال الدين آشتيانى

523

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

خارجى است و نه از آخذ و خيال ، به اين معنى كه آخذ ماده جسمانيه باشد كه قبول صورت خياليه را نمايد ؛ چون مبدا تخيل صور ، بفاعل اشبه است از قابل ، و قيام صور به خيال قيام صدوريست و نفس بواسطهء جهات اعدادى خارج از نفس صور متعددى را يكى بعد از ديگرى انشاء مىنمايد . حجت ثانى شيخ « ره » هم باطل است ؛ « 1 » چون تميز دو جزء بحسب وضع ملازم با حلول آن در مادهء جسمانيه نمىباشد . شيخ در شفا بر نفى تجرد قوهء وهم به اين نحو استدلال كرده است : چون قوهء خيال جسمانى است ، قوهء واهمه كه متعلق ادراكش صورت جسمانيه است بايد مادى باشد . توضيح اين برهان آنست كه مدركات وهم مثل محبت و صداقت و بغض ، يا صداقت و محبت و بغض مطلق است ، يا محبت و صداقت و بغض مضاف بفرد جزئى خارجيست . فرض اول كه مدرك نفس ، امر مطلق و كلى باشد باطل است ، چون مدرك كليات و معانى كليه عقل است ، پس بايد آنچه كه بواسطهء قواى جزئيه ادراك مىشود ، بواسطهء مناسبت تامه بين مدرك و مدرك امر جزئى باشد ، و در جاى خود ثابت شده است كه مدرك صورت جزئيه قوهء جسمانيه است . اين برهان مثل براهين مذكور تمام نيست ، بلكه باطل است ، چون ما بيان كرديم كه مدرك صور شبحى ، مجرد از ماده است ، قوهء واهمه كه كارش ادراك معانيست ، قطعا بايد مجرد باشد « 2 » .

--> ( 1 ) . حجت سوم شيخ مشائيهء اسلام « قده » از اين قرار است : « انه ليس يمكننا ان نتخيل السواد و البياض في شبح خيالى واحد و يمكننا ذلك في جزأين ، و لو كان ذلك الجزء ان لا يتميزان في الوضع لكان لا فرق بين المتعذر و الممكن ، فاذن الجزء ان متميزان في الوضع » . جواب همان است كه ذكر كرديم ، احتياج به تكرار نيست . ملا صدرا قسمتى از اين براهين را در مبحث قوى ، اول سفر نفس و مبحث عاقل و معقول در بيان اقامه برهان بر تجرد خيال ذكر كرده است . ما جميع اين براهين را با زيادت تحقيق و تدقيق در رسالهء اتحاد عقل و عاقل و معقول بيان كرده‌ايم . اسفار چاپ ط س 1282 ق ص 60 ، 61 ، 62 . ( 2 ) . صدر المتألهين بر خلاف حكما ، وهم را قوهء مستقله نمىداند ، لذا در سفر نفس اسفار « چاپ قديم