سيد جلال الدين آشتيانى
522
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
اشباح و اجسام برزخى از ناحيهء فاعل مىباشد ، و نفس قادر است بزرگترين جسم را تصور نمايد و در عين حال با همان قوهء جسمى كوچكتر از خردل را لحاظ نمايد . در تصور بزرگترين جسم همان قوهاى را به كار مىبندد كه با آن قوه كوچكترين جسم را تصور مىنمايد . كسانى كه قائل بانطباع صور خياليه در نفسند ، دچار اشكالاتى مىشوند كه از جواب يكى از آنها هم عاجزند . تغاير اشباح و تعدد و تكثر مقدار و اختلافات آنها در اشارهء خياليه ملازم با وجود آن اشباح در جهتى از جهات عالم ماده نمىباشد . منشأ تكثر فردى در افراد برزخيه در قوس نزول ، جهات موجودهء در عقل مجرد و رب النوع است ، و علم فاعل بذات خود و جهات متكثر در خود كافى از براى فيضان موجودات برزخيه است ، و اشباح مثاليه بمجرده تصورات مبادى موجود مىشوند ، ولى چون نفس ناطقه در افاعيل خود احتياج بحواس دارد ، در انشاى صور برزخى و خيالى قائم به خود محتاج بملاحظهء جهات خارجيه است ، و بدون اعداد در اوائل وجود كارى از او سر نمىزند و ليكن بعد از استكمالات به مجرد تصور خود و علل خود مبدا افاعيل مىگردد . از آنچه كه بيان كرديم جواب دو برهان ديگر شيخ كه بشرح زير بيان شده است معلوم مىشود : دليل دوم : « ان الصور الخيالية مع تساويها في النوع قد تتفاوت في المقدار ، فيكون البعض اصغر و البعض اكبر و ذلك التفاوت اما للمأخوذ منه « 1 » او للاخذ « 2 » ، و الاول باطل لأنا قد نتخيل ما ليس بموجود في الخارج ، فتعين الثانى و هو انّ الصورة ، تارة ترتسم في جزء اكبر و تارة في جزء اصغر » . هذه ما بلغت اليها فلسفة شيخ مشائية الاسلام « عليه الرحمة و الرضوان » . ما مىگوئيم : اين تفاوت [ يعنى تفاوت در مقدار ] نه از مأخوذ منه و شىء
--> ( 1 ) - [ يعنى شىء خارجى ] . ( 2 ) . [ يعنى خيال ] . صاحب شوارق و صاحب تحصيل اين برهان را نقل كردهاند خطيب رازى نيز براهين شيخ را در اين باب ملخصا در « مباحث مشرقيه » نقل كرده است .