سيد جلال الدين آشتيانى

512

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

موقعى كه حضرت امام حسن و امام حسين جنازه آن حضرت را تشييع مىنمودند ، و همچنين از همين قبيل است موضوع ظهور حضرت باقر بظهور برزخى در حضور امام جعفر بن محمد الصادق « ع » . گاهى مشيت تعلق مىگيرد باظهار دست و كتابت بر جدار ، مثل اينكه ظلمهء امام حسين عليه السلام دستى را ديدند كه بر ديوار اين شعر را نوشت : أ ترجو امة قتلت حسينا * شفاعة جدّه يوم الحساب و از همين قبيل است قرائت حضرت سيد الأبرار و الأحرار حسين بن على عليه السلام ، آيت كهف را در حالتى كه سرش از بدن جدا بود : « أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً » . و قرء عليه السلام ايضا هذه الآية : « وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ » . خلاصه كلام آنكه ارواح بصور برزخى در عالم ملك و ماده بتكاثف و استمداد و استزاده ظاهر مىشوند به‌نحوى كه اهل دنيا آنها را با آنكه اهل عالم شهادتند ، با حواس مقيده رؤيت مىنمايند . از همين قبيل است تمثل جبرئيل به صورت دحيهء كلبى و تمثل و ظهور او به مريم عليها السلام ، و ظهور و تمثّل او از براى تخريب شهر لوط . اين مطلب هم بايد معلوم باشد كه تمثل ارواح و ملائكه بصور برزخى غير از تنزل آنهاست ، چون تنزل ارواح تمثل نيست ، بلكه ظهور آنها است در عوالم وجودى مثل تنزل ملائكه : « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها » در ليلة القدر و يا تنزل جبرئيل بر قلب پاك پيغمبر : « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ » . اين امر نسبت بارواح قويه است ، و اما ارواح نازلهء از اشقيا و مردودين بواسطهء مشيت و ارادهء ارواح كمّل است ، مثل اينكه از ائمه عليهم السلام ، وارد شده است كه حضرت مهدى موعود « روحى فداه » ، ارواح اشقياء و غاصبان حق اهل بيت عليهم السلام ، را زنده مىنمايد و همه مردم به چشم آنها را مىبينند ، و اين ظهور نيز ظهور برزخى است ولى ظهور آن ناشى از اظهار ولايت كليه مهدويه