سيد جلال الدين آشتيانى

500

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

اعراض آن از شواغل بدنى و اتصاف بمحامد ، چون اين معانى موجب نورانيت نفس و قوت خيال و صفاى باطن مىگردد و نفس را مستعد از براى ادراك حقايق مىنمايد ، چه آنكه تخليهء نفس از رذائل و اتصاف بمحامد موجب جلاء نفس و آماده نمودن از براى قبول تجليات غيبى مىشود و قدرت از براى خرق عالم حسى و رفع ظلمات و حجب ظلمانى پيدا مىكند ، چون حجب ظلمانى مانع از كشف و شهود حقايق است ، و نفس بعد از آنكه استعداد از براى ادراك حقايق پيدا نمود و مناسبت بين او و عقول فعاله پيدا شد و متصف به صفت عقول گرديد به مقتضاى سنخيت بين نفس و عقول ، حقايقى كه در عقول وجود دارد بر صفحهء وجود نفس افاضه مىشود ، و همان صفاى نفس ، علت اتصال بعقل فعال و ساير عقول مىشود . اتصال نفس بعالم عقل و حقايق غيبى ، گاهى مقام است . نفس در اين مرتبه همهء حقايق را شهود مىنمايد و قدرت بر القاء آن حقايق دارد . و اما از براى كسانى كه اتصال نفس و اتحاد با عقل فعال و يا ساير عقول مقام نيست و حال است ، گاهى اتصال بحقايق دارد و گاهى اتصالش قطع مىشود ، بعد از انقطاع و رجوع از وحدت به كثرت در قوس نزول با خود صور و نقوشى از اتصال بعقل همراه مىآورد اين صور گاهى با واقع مطابقت دارند و گاهى ندارند . اسباب و عللى كه مربوط به بدن است ، عبارتست از صحت بدن و اعتدال مزاج شخصى و دماغى ، و جهاتى كه مربوط است به صحت بدن و اعتدال مزاج شخصى و دماغ و امور مربوط بنفس و روح از قبيل عبادات و تصفيهء باطن و اتيان بطاعات و عبادات بدنى و خيرات و استعمال قوى و آلات آن بر طبق اوامر الهى و حفظ اعتدال نفس از دو طرف افراط و تفريط ، و دوام بر وضو و ترك اشتغال به غير حق بنحو دوام ، و اشتغال باذكار و اوراد بخصوص از اول شب تا موقع خواب . اسباب خطا كه از علل عدم اصابهء واقع و مانع اتصال نفس بحقايق غيبى و ملكوت است ، عبارتست از اشتغال نفس بلذات دنياوى و استعمال قوهء متخيله در تخيلات فاسده و انهماك و توغل در شهوات و حرص بر مخالفات . جميع اين امور از چيزهايى هستند كه موجب ظلمت و ازدياد حجب و موانع انكشاف مىباشند .