سيد جلال الدين آشتيانى
496
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
ارواح مدبّر صورت در حضرت اجمال بنحو جمع موجودند و نسبت باعيان خود تفصيل وجودى ندارند و ليكن بنحو تفصيل در حضرت اجمال مشهود حقند ، نظير حروف در رأس مداد ، و مشهود حقند بنحو تفصيل در وقتى كه قلم نقش وجود بر لوح زد ، صور كلمات و حروف ظهور تفصيلى پيدا نمودند ، و چون حق تعالى صور عالم را ايجاد نمود ، روح كل بهمنزلهء قلم قدرت حق دست كاتب و ارواح مداد موجود در قلم و صور منازل حروف در لوح است . روح در صور عالم دميد ارواح به صورت تفصيلى متميز شد . بعضى گفتهاند : ارواح در اصل وجود متولد از مزاج صورند ، برخى اين قول را انكار كردهاند . ارواح در خلق جديد و باعتبار تجسم اعمال و ظهور صور خيالى در نفس بصور متعدد متمثل مىشوند ، لذا موجودات بصور نيّات و اعمال خود محشور مىشوند . برخى در مقام حشر ، انزل رتبة از بهائمند و صورت خنازير و قرده نسبت به صورت آنها از صور محسنه بشمار مىرود . صور قائم به خيال كه منشأ تنعم و يا عذاب اخروى است ، از ماده جسمانى تجرد دارند ، ولى خالى از مقدار نيستند . و نسبت صور برزخى به حقايق برزخيه و عالم مثال مطلق ، نسبت نقص به تمام وضعيت و شديد و نسبت زمان طفوليت به زمان رجوليت است . قبر حقيقى مقبره صور اعمال و منشأ نيّات و مبدا تنعم بنعم الهى و يا تعذيب بعذابهاى گوناگون حق است كه : « يحشرون الناس على صور نيّاتهم » . و « القبر اما روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران » . فردوسى طوسى « رض » فرموده است : به بگذشتن از گورمان چاره نيست * كه جان را جز از گور گهواره نيست موت انسان بين نشأتين « دنياويه و اخرويه » برزخى است كه ارواح در آن به صورت مثالى و برزخى متجسد مىشوند . برزخ نسبت بعالم آخرت بهمنزلهء شكم مادر است نسبت بجنين كه بايد مراحلى را بپيمايد تا بعالم ديگرى وارد شود . به همين جهت هر كه بميرد قيامتش بر پا مىشود . شيخ الاشراق به تبع اقدمين ، از