سيد جلال الدين آشتيانى

488

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

حديثا » . و در موردى فرموده است : « الرؤيا ثلاث ، رؤيا من اللّه ، رؤيا تجرى من الشياطين ، و رؤيا مما حدث المرء نفسه » . رؤياى ناشى از حق متوقف است بر تهّيأ و آمادگى نفس و حصول استعداد تامى كه منشأ صفاء محل و طهارت نفس مىباشد . خوابهاى شيطانى ناشى از انحرافات مزاجى و كدورات نفسانى است . خوابهائى كه از حديث نفس حاصل مىشود ، نتيجهء آثار صفاتى است كه از حيث حكم غلبه دارد و طرف ديگر حالات نفسانى مقهور واقع شده است . حق آنست كه قوهء مصوره انسان ، تابع نورانيت روح اوست و حقايقى كه به باطن ذات درك نموده و افكارى كه در مكمن وجود خود تهيّه نموده است و اطلاعاتى كه سبقت بر وجود مصوره دارد در مقام محاكات و اتصال به خيال مطلق مدخليت تام دارد . خيال مقيد انسان نسبت بعالم مثال كلى ، نظير جداول كوچك است بنهر عظيمى ، چه آنكه عالم مثال مطلق ، منبع بزرگى است كه قواى خيالى افراد انسان به آن اتصال دارد . صحت خيال انسان و مناماتى كه براى انسان حاصل مىگردد با صحت مزاج و عدم اختلال قواى دماغى مدخليت دارد و نسبت به نفوسى كه اتصال كامل به خيال دارند و بعد از نوم اتصال باقى است ، شدت اتصال و قوت و صفاى خيال در صحت رؤيا مدخليت كامل دارد . بطور كلى مردم در قضيهء رؤيا بر سه قسمند : قسمى از نفوس كه قلب آنها متصل بعالم حقايق موجود در عالم مثال نمىگردد و اگر هم احيانا اتصال پيدا نمايد ، چون اين اتصال حال است و مقام نيست عارض و سريع الزوال است ، و يا عود نمىنمايد بمثال مطلق و يا بطىء العود است . قسم ديگر از مردم ، صفاء قلب و فراغ از شواغل احيانا دارند و اتصالى بعالم مثال مطلق دارند ، هر چه را كه اين قبيل از نفوس ادراك مىنمايند ، حقايق منعكس بر قلوب آنها مىشود و از قلب بنحو شعاع منعكس مىشود ، در اين صورت اگر اختلالى در قواى دماغى پيدا شود و اگر جهاتى مربوط باعوجاج نفس در اين قبيل از اين نفوس رخ ندهد و اگر حديث نفس دخالت در رؤيا نداشته باشد ، از