سيد جلال الدين آشتيانى

489

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

قبيل منامات فاسد است و اگر هيئت دماغ صحيح و مزاج مستقيم باشد ، رؤيا از جانب حق است و احتياج بتأويل ندارد . قسم سوم كسانى هستند كه قلوبشان مستوى حق است و امورى از خارج در آن منطبع نمىشود ، بلكه قلب آنها منبع حقايق و انطباع صور موجود در مثال است ، خيال به صورت مناسبى صور را در مقام رؤيا مىيابد و احتياج بتعبير دارد . مناماتى كه احتياج به تأويل دارند ، اختصاص به ناقصين و كمل دارد ، و خوابهايى كه تاويل ندارند حال متوسطين از مردم است ، تأخر ظهور حكم منام ، دليل بر علوّ مرتبهء نفس است ، چون نفس حقايق موجود در عوالم غيبى را كه نزديك حضرت علميه است درك كرده است و اين حقايق مدتهاى زيادى در عوالم مرور مىنمايند تا به اين عالم مىرسند و در هر آسمانى به حكم همان آسمان لون بر مىدارد . سرعت ظهور حكم منامات ؛ دليل بر ضعف نفس صاحب خواب است ، چون در مقام صعود قوت و قدرت عروج بمقامات عاليه را ندارد و از حضرت علميه دور است و غايت عروج اين طايفه ، حال اعراض از تعلقات مادى است . * * * شيخ قيصرى « قده » در اين قسمت كه ما نقل نموديم و شرح كرديم ، دو مطلب را بيان نموده است : يكى : آنكه صور مثالى امور منفك از حقايق و جواهر مثالى نيستند ، و همچنين صور عقلى قائم به عقول ، عين وجود عقولند و صور عرضى نيستند ، و حق آنست كه جواهر در جميع مراتب عقلى و مثالى خيالى و روحانى موجودند ، و صور قائم بحقايق و مراتب مذكور عين وجود حقايق اين عوالمند و عالمى مستقلند و باعتبار وحدت وجود ظاهر و مظهر بوجود واحد موجودند به همان ترتيبى كه بيان كرديم . دوم : آنكه قوهء خياليه‌اى كه از شئون نفس كليه است و محيط بجميع صور قائم بعوالم و نشئات مىباشد ، محل عالم مثالى مطلق و مظهر وجود عوالم مثاليه است : « فاذا حققت وجدت القوة الخيالية التى للنفس الكلية المحيطة بجميع ما أحاط به غيرها من القوى الخيالات محل ذلك العالم و مظهره » .