سيد جلال الدين آشتيانى

470

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

مىشود . اجسام بسيطه بموجب امدادى كه به آنها « از احكام اصول اسماء حق و اصول ناشى از حقايق معقوله و معنويه و روحانيه از براى اظهار و ابراز صور مركبات و مولدات » مىرسد ، منشأ ظهور حقايق جسمانيه‌اند . در اين اقسام نكاح ، هر نكاحى اخص از نكاح ما قبل خود است ، يعنى نكاح اول بحسب اصل ذات اوسع از نكاح ثانى ، و نكاح ثانى بحسب دائرهء وجود اوسع از نكاح ثالث است و هكذا تا نكاح چهارم كه اضيق از جميع نكاحات است . سنت حق تعيين مطلق و تفصيل مجمل و تخصيص عام و تضييق واسع است . نكاح ، مرتبهء پنجم ندارد و مرتبهء پنجم نكاح همان‌طورىكه بيان كرديم همان معقوليت جمع است . « يعنى غلبة معقولية جميع النكاحات » كه اختصاص به انسان كامل ختمى محمدى و اولاد طاهرين او « عليهم السلام » دارد ، و انسان كامل منشأ وجود عنصرى و مادى او كه بحسب واقع ، محل قابل از براى سير صعودى بعد از اتمام قوس نزول همان تجمع عناصر و اجتماع صور مركبه و قواى آن و توليد مزاج نباتى ، بعد حيوانى و بعد انسانى است . غايت تجمع اين اجزاء و حصول تناكح با ملاحظهء امدادات و تجليات اسمائيه ، صورت انسان كامل است . نتيجه نكاح در اصل ، اظهار مطلق صورت وجوديه از مقام غيب وجود است ، و در مراتب متأخر ظهور وجودات مقيده و متعينه است . ما براى اجتناب از تطويل اين مسئله را ختم مىنمائيم ، از آنچه ذكر شد ، معلوم مىشود ظهور مراتب كلام و كلمات و كتب الهيه ناشى از مراتب نكاحاتى است كه در طول وجود ظاهر مىشود . اين مسئله را بنحو تفصيل در شرح بر نصوص قونوى بيان كرده‌ايم ، چون شيخ اكبر در متن كتاب « فصوص » بطور اختصار اين مسئله را بيان كرده ست ، ما براى آنكه اصطلاحات موجود در كتاب را براى مطالعه‌كننده واضح كرده باشيم با آنكه محقق قيصرى متعرض آن نشده است بيان كرديم . تنبيه لابدّ أن يعرف ان نسبة العقل الاول الى العالم الكبير و حقائقه بعينها نسبة الروح الانسانى الى البدن و قواه ، و ان النفس الكلية قلب العالم الكبير ، كما ان الناطقة