سيد جلال الدين آشتيانى
465
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
نتيجهء اين نوع از كلام باعتبار مرتبهاى كه در آن اجتماع و تلاقى و امر مقتضى از براى وجود و تعين كلام واقع مىشود ظاهر مىگردد . كلام مضاف به همان مرتبهيى كه از آن منبعث شده است ، مىشود كلام در رتبهء اول كلام معنوى است ، كتابى كه از اين كلام تحصل پيدا مىنمايد همان ارواح است . مفهومات خطاب حق بحسب مراتب تعينات ارواح از براى ارواح حصول پيدا مىنمايد . به نظر تحقيق ، در هر مرتبهاى از مراتب وجود كه تناكح تحقق دارد ، كلام تحصل پيدا مىنمايد ، اول مرتبهء تناكح تناكح اسماء است و نتيجهء آن تحصل كلام غيبى الهى در واحديت است . * * * مراتب وجودى ، از تناكح و امتزاج بين حقايق ظاهر مىشود و اين اصل مهم مبتنى بر اصولى است . اصل اوّل : توجه حق از براى ايجاد حقايق از احديت ذات و غيب وجود نمىباشد ، چون حق در اين مقام ارتباط با هيچ حقيقتى ندارد ، بلكه تعلق توجه حق بايجاد حقايق از ناحيهء علم ذاتى ازلى است ، چون اين علم تعلق گرفته است بذات حق و اسماء و صفات و معلومات او . اصل دوم : اسباب ايجاد بموجب حكم علم ، همان اسماء ذاتيه است كه از آن تعبير بمفاتيح غيب نمودهاند . مفاتيح غيب همانطورىكه در مباحث قبل بيان نموديم ، فاتحهء غيب ذات و غيب معلومات و حقايق و امهات صفات الوهيت كه اسماء سبعه و امهات صفات و اسماءاند . ائمهء سبعه ، ظلالات و تعينات اسماء مفاتيح غيب مىباشند . اصل سوم : توجه بتأثير ذاتى اگر چه در اصل ذات واحد است و ليكن حيثياتى كه از آنها تعبير بمفاتيح مىشود و متعلقات مفاتيح از امهات حقايق عالم كه مبدا تعين امهات صفات الوهيت است متعدد مىباشد . اين مفاتيح اگر چه در حيطهء يك اصل واحدند و ليكن درجات متفاوت دارند . تفاوت درجات براى كمل مكشوف است و غير كمل از آن آگاه نمىباشد . مقام تعقّل درجات در عرصهء