سيد جلال الدين آشتيانى
450
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
در پنج مرتبه از وجودند ، عوالم جامع حقايق وجودى ، منحصر در پنج مرتبه است كه اهل اللّه از آن تعبير بحضرات خمس نمودهاند . اين پنج حضرت جاى بروز حق است بحسب ذات يا اعتبار صفتى از صفات ، چون مبدا ظهور و انبعاث عوالم حق است . و بلسان تحقيق تعيّن اصلى حضرت ختمى مرتبت ، مرتبهء او ادنى - واحديت - است و از آن مجلاى تام حق اول متجلى در مرتبهء واحديت و مظاهر غيب و شهود است لذا حضرت ختمى مقام و اولياء محمديين عالم اكبر و مظاهر غيب و شهود بهمنزلهء ابعاض و اجزاى و مظاهر جمعى او هستند . اول : الحضرة الكلية حضرت ذات است كه از آن تعبير بغيب الغيوب و غيب مطلق و عنقاء مغرب و غير اينها از اسماء و القاب نمودهاند . در اين مقام شامخ نه از اسم خبرى است و نه از اعيان و مظاهر ، هيچ متعينى به اين مرتبه راه ندارد . گر كسى وصف او ز من پرسد * بيدل از بىنشان چه گويد باز مؤلف علامه مقام ذات و غيب مطلق و غيب الغيوب و اول مرتبهء تجلى ذات را كه از آن به احديت مطلقه تعبير نمودهاند ، از حضرات جدا نموده و مقام قاب قوسين و واحديت را كه مقام ظهور تفصيلى مرتبهء احديت است و چون نسبت بعوالم خلقى ، غيب مطلق است اولين حضرت از حضرات پنجگانه دانسته است و از اين حضرت به حضرت علميه و عالم علم حق بتفاصيل وجودى و مرتبهء اعيان ثابته و حضرت ارتسام تعبير نمودهاند . عالم شهادت مطلقه و عالم ملك و ناسوت مقابل مرتبهء واحديت و غيب مطلق است كه از آن به حضرت علميه تعبير نمودهاند . بنا بر اين تقرير عالم عقول كليه و نفوس كليه نسبت به مرتبهء واحديت غيب مضاف است و نسبت بعالم حسّ و ماده به اعتبارى غيب مطلق است . و عالم مثل معلقه و حضرت خيال نسبت بعالم عقل شهادة و نسبت بعالم ماده و شهادت مطلق غيب مضاف است . پس حضرت خيال و عوالم برزخيه ظلّ عالم عقل ، و محيط بر عالم شهادت مطلقه است .