سيد جلال الدين آشتيانى

451

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

آخرين حضرت باعتبار تفاصيل وجودى حضرت حسّ و شهادت است انسان كامل محمدى باعتبار آنكه افق وجود و ظهور تفصيلى ان مقام مشيّت مطلقه و مرتبهء ولايت كليهء علويه است ، در جميع اين عوالم سريان دارد و جامع است مقام واحديت و عوالم عقول طوليه و عرضيه و عوالم برزخيه و عالم حسّ و شهادت مطلقه را باعتبار تعلق آن حقيقت به بدن جزئى و بنيهء شخصى خود و باعتبار قوس صعود مشتمل است بر مقام احديت و واحديت و مظاهر خلقيه از عقل اول تا هيولاى اولى . بلكه باعتبار مقام ذات و حقيقت كليه و نبوت مطلقه و ولايت ازليهء او ( و وارثان مقام و علم و حال او ) عوالم غيب و شهود مظهر آن ذات مطلقه‌اند . بود نور نبى خورشيد اعظم * گه از موسى پديد و گه ز آدم لذا عارف كامل فرموده است : تا صورة پيوند جهان بود على بود * تا نقش زمين بود و زمان بود على بود . سرّ دو جهان جمله ز پيدا و ز پنهان * شمس الحق تبريز كه بنمود على بود مصنف حضرت اول را عالم اعيان ثابته دانسته است و مرتبه دوم را عالم ارواح و سوم را عالم مثال و چهارم را عالم حس و حضرت پنجم را كون جامع و حقيقت انسان كامل دانسته است ، باعتبار اشتمال آن بر جميع مراتب و مجالى ، و به همين جهت گفته است : عالم حس ، مظهر عالم شهادت مضاف و يا به اعتبارى مظهر غيب مضاف است ، و عالم مثال ، مظهر عالم ارواح و عقول و غيب مضاف است ، و عالم ارواح ، مظهر غيب مطلق ، عالم اسماء و صفات و اعيان ثابته است ، در حالتى كه غيب مطلق مقام احديت است و بوجهى مقام ذاتست ، چون در ذات تجلى نيست ، آن را از عوالم نشمرده است ، ولى برخى همان طورى كه ذكر كرديم آن را حضرت غيب دانسته‌اند ، پس مقام واحديت نزد مصنف مرتبهء اول از حضرات است و مرتبهء دوم عقول و سوم مثال و چهارم عالم حس و پنجم مرتبهء انسان كامل است . « 1 »

--> ( 1 ) . بنا بر آنچه كه ذكر شد ، حضرت اعلى بنا بر اختيار نگارنده ، غيب مطلق است و حضرت انزل شهادت