سيد جلال الدين آشتيانى
449
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
اسرارهم » گفتهاند : « العالم عبارة عمّا يعلم به اللّه » . هر موجودى از موجودات عالم ، آيت و نشانهء اسم خاص و مظهر اسم مخصوص از اسماء حق است . اجناس و انواع حقيقيّه ، همانطورىكه تحقيق شد ، چون مربى حقايق عالم شهادت و واسطهء ظهور حق در عوالم نازله است ، مظاهر اسماء كليه حقند ، حتى حيوانات صغير كه در نظر ما حقارت دارند ، مظهر اسم سميع حقند . عقل اول و همچنين ديگر عقول از عرضى و طولى ، به اعتبار جامعيت آنها همه عوالم وجودى را مظهر اسم رحمانند ، خصوصا عقل اول كه ام الكتاب و حاوى جميع مراتب و صور حقايق است كه از آن بكتاب مبين نيز تعبير نمودهاند . اين كتاب كه « لا يأتيه الباطل » ، حاوى صور كمالات و حقايق كليه و واسطهء ظهور حق در جميع موجودات است . حق در عقل باسم رحمان تجلى نموده است ، چون اسم رحمان ، اسم جامع و باعتبار بسط و انبساط خارجى عين حقيقت وجود است ، و نفس كلى نيز جامع صور جزئى و منبع ظهورات و تجليات حق است . حق در اين كتاب تفصيلى و فرقانى باسم رحيم تجلى نموده است . انسان كامل ، جامع جميع صور كلى موجود در عقل و صور جزئى در نفس كليه است كه بحسب مرتبهء روح حاوى همهء حقايق بنحو اجمال و بحسب مرتبهء قلب جميع حقايق بنحو تفصيل است . حقيقت انسان ، باعتبار سعهء وجودى و وجدان مراتب و عوالم عالم عين ، مظهر اسم جامع حق « اسم اللّه » است . اسم اللّه مبدا ظهور جميع اسماء است و انسان مظهر اسم اللّه است . لذا آنچه كه در مراتب وجود بنحو تفرق و انفصال تحقق دارد ، در انسان بنحو جمع موجود است . شناسائى حقيقت انسان ، شناسائى همهء اسماء حق است ، كما اينكه شناسائى افراد وجود و اعيان سبب شناختن همان اسمى است كه در اعيان ظهور نموده است . تعقل حقيقت انسان ، عين تعقل همهء مراتب وجود است . اگر كسى بخواهد همهء اسماء حق را بشناسد ، بايد يا سير در همهء عوالم نمايد يا فقط كتاب نفس و صحيفه وجود خود را مطالعه و قرائت نمايد . حقيقت حق بحسب كمالات وجودى تناهى ندارد ، فيوضات و تجليات او هم در عوالم دائمى است . پس اشخاص وجود تناهى ندارند ، چون مراتب وجودى منحصر