سيد جلال الدين آشتيانى
417
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
حقيقت انسانى همه افراد انسان اشتراك دارند . اينكه تمايز را در جواهر باعراض دانسته است ، مراد جواهر جسمانى است ، ولى جواهر مجرده مثل عقول ، امتياز آنها به شدت و ضعف و ساير جهات مميزهء در ارواح مىباشد . چون جهات مميزه در ماديات خارج از اصل و حقيقت جوهر است ، و هر امر وجودى كه در مرتبهء ذات جوهر اخذ نشود اگر چه از مراتب وجود جوهر محسوب شود عرض است . فرق بين كمالات اول « جنس و فصل » و كمالات ثانى « اعراض » همين است . جوهر امكان ندارد نسبت بحقايق جوهرى عرض باشد ، خلافا لجماعتى كه جوهر را عرض عام نسبت بانواع جوهرى دانستهاند و استدلالاتى نيز كردهاند كه ما جميع استدلالات بر نفى جنسيت و اثبات جنسيت را در حواشى خود بر تعليقات ملا صدرا بر حكمت اشراق نقل كردهايم . « 1 » اگر كسى بگويد : جوهر عرض عام است نسبت بافراد جوهرى . در جواب مىگوئيم : عرض عام با افراد و معروضات خود فقط در موطن عقل تغاير دارد ، و در خارج عين معروضات خود مىباشد . پس جوهر در خارج عين افراد خود است . اگر عرض در خارج عين افراد خود نباشد ، بحمل « هو هو » بر افراد حمل نمىشود . نظير حمل انسان بر زيد و عمرو و بكر و خالد . اگر جوهر بر افراد خود بحمل « هو هو » حمل شود ، مطلوب ما ثابت مىشود . اين استدلال از مصنف علامه تمام نيست ، چون جوهر اگر از عوارض عامهء حقايق باشد ، بايد بر حق تعالى و جميع مقولات جوهرى و عرضى صادق باشد . ملاك عرض عام بودن مفهومى نسبت بحقايق همين است كه ما ذكر كرديم ، فتأمّل . اگر كسى بگويد : جوهر ، عرض عام است نسبت بحقايق جوهرى ، نظير مفهوم عرض كه بر اعراض تسعه « نهگانه » عرضيه صادق است ، چون همهء افراد
--> ( 1 ) . رجوع شود به رسائل فلسفى ملّا صدرا ( اجوبة المسائل ص 54 ) المسألة الثانية و قد ذكرنا في تعاليقنا على هذه الرسالة ما يشفى العليل .