سيد جلال الدين آشتيانى
405
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
حضرت علم است ، جواهر در عين و اصل حقيقت جوهر متحدند ؛ چون تمام حقايق جوهرى مظهر و تعين جوهر جنسىاند ، عين جوهر حقيقت واحد است كه مظهر ذات الهيه است ، چون بين ذات الهيه و جوهر جهت اشتراك يعنى تشابه است . همانطورىكه حقيقت حضرت الهيه متبوع ، و اسماء الهيه تابع اين مقامند ، همينطور حقايق انواع جوهرى متبوع ، و انواع عرضى در وجود تابع جواهرند . به همين جهت ، جوهر مظهر ذات الهيه و اعراض تابع صفات الهيهاند . همانطورىكه ذات حق ، به طور دائم متحجب به صفات و نعوت جلال و جمال است ، همين طور جوهر بنحو دائم محفوف باعراض است ، همانطورىكه ذات حق باعتبار انضمام با صفتى از صفات حق ، اسمى از اسماء الهيه است ، كذلك جوهر ، بانضمام يكى از معانى كليه جوهر خاص متعين و مظهر اسم خاص از اسماء الهيه مىگردد ؛ بلكه باعتبار اتحاد ظاهر و مظهر عين اسماء الهيه است ، چون مظاهر خارجى به يك اعتبار عين اسماء الهيهاند . « 1 » به همين ملاك ، انضمام جوهر با يكى از معانى جزئيه مصداق
--> ( 1 ) . صدر المتألهين در مباحث علت و معلول اسفار اربعه ، عين عبارات اين مقدمه را در اين باب ذكر كرده است و در توضيح اين معنى كه « الجواهر كلها متحدة في عين الجوهر » ، اين مطلب را به عبارت قيصرى « قده » زياد كرده است : جميع جواهر در عين وجود [ وجود خارجى جوهر ] و مفهوم جوهر [ مفهوم ذهنى جوهر ] و در حقيقت و روح جوهر كه مثل نورى افلاطونى و ارباب انواع باشند متحد است . صاحب اسفار اصل ثابت انواع جواهر را رب النوع مىداند . روى اين ميزان ، جواهر در عالم برزخ و عالم ماده رشحات و ظهورات و امثال و فروع جواهر عقلى مجرد مىباشد . بر كلام اسفار اين مناقشه وارد است كه قيصرى و ساير اعلام از عرفا اصل ثابت جواهر را ماهيت و عين ثابت جواهر موجود در عالم واحديت و مرتبهء اسماء و صفات مىدانند . مثل نورى نيز بنا بر مختار اين اعاظم مظاهر و تعينات حقيقت جوهرند كه اين حقيقت تعين اسماء حق بلكه به حكم اتحاد ظاهر و مظهر عين اسماء حق است ، لذا تجلى و ظهور خارجى جوهر همان ظهور و تعين وجود منبسط است . جميع اعراض نيز تابع جوهرند . عقول مجرده و جواهر اعلون ظهور اصل كلى جوهرند و موجودات برازخ تعين جوهر مجرد عقلانى و مراتب مادى ظهور جوهر تام عالم مثالند ، ولى بعد از آنكه انواع جواهر « مثل افراد و نوع انسان » از مقام تجرد برزخى تجافى نمودند و بعقل متصل شدند ، مرحلهء اول تجاوز آنها از عالم مثال ، اول مرحلهء ظهور جواهر عقلانى است بلا واسطه در آنها . گويا تقرير ملا صدرا در بيان كلام مصنف به اين نحو همان بيان توجيه كلام مصنف است ، چون به نظر مىآيد كه مفهوم جوهر جنسى تحصلى ندارد ، تا آنكه تجلى و ظهور در عوالم نمايد . ما قبلا بيان