سيد جلال الدين آشتيانى

385

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

به همين جهت ماهيت تحصلات متعدد و مختلف دارد . در مرتبه‌يى قوى و در مقامى ضعيف است . بدون شك ، حصول ماهيت در علم حق به تبع اسماء و صفات اوسع و اقوى از ساير مراتب است ، ظهور ماهيت بوجود عقلى تمام‌تر از ظهور مثالى ، و ظهور مثالى از وجود منغمر و ماهيت متحقّق در ماده كامل‌تر است ، به اعتبارى اضعف مراتب وجود ماهيت و حصول عين ثابت ، تحقق و ثبوت و تقرر علمى و ذهنى ماهيت است . علت شدت و قوت و ضعف انحاء وجودات ماهيت ، همان قرب و بعد آن از حق است . هر چه وسايط به ماهيت برخورد نمايد ، ماهيت ضعيف‌تر مىشود ، تا برسد با ضعف مراتب وجودى كه هيولاى اولى باشد . مصنف از براى اثبات مدعاى خود و بيان اين معنى كه ماهيت در جميع مراتب از وجود خالى نيست از طرق متعدد استدلال مىنمايد . حصول صور ماهيات در ذهن و عقل ، همان انعكاس حصول ماهيت در عقول طولى و عرضى و مراتب برزخى است ، صور ذهنى ، اشعات و ظلالات و انعكاساتى است كه از مبادى عاليه « مراتب وجودى » و مقام حصول و تقرر ماهيت در حضرت علميه در لوح نفس و صحيفهء ادراك ما حاصل و منعكس شده است ، و هر چه استعداد وجود انسانى در ادراك حقايق تمام‌تر باشد و هر چه ذهن از كدورات نشئه مادى صافىتر باشد ، ظهور حقايق در نفس ، تمام‌تر و كامل‌تر خواهد بود . از باب مناسبت بين مدرك و مدرك و سنخيت بين عالم و معلوم هر اندازه وجود انسان قوىتر باشد ، نصيب او از ادراكات و علوم و درك حقايق اشياء تمام‌تر خواهد بود . كسانى كه جميع مراتب وجودى را بشهود عرفانى پيموده‌اند و خود را متصل به نشئه علم بارى كرده‌اند ، جميع حقايق را در حضرت علميه مشاهده مىنمايند . ادراك حقايق از اتصال به برزخ نزولى شروع مىشود و بفناء في اللّه ختم

--> خيال از پيش برخيزد به‌يك‌بار * نماند غير حق در دار ديار چو موجى برزند گردد جهان طمس * يقين گردد كان لم تغن بالامس