سيد جلال الدين آشتيانى

37

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

احمد طهرانى واحد العين معروف به كربلايى عشق مىورزيد و مدتى به درس و مجلس ذكر او حاضر شده بود ، روزى فرمودند در بين اعاظمى كه محضرشان را درك كرده‌ام ، تنها شخصى كه از پرده‌هاى ضخيم طبيعت و حجب ظلمانى عبور كرده بود او بود . احدى را نظير او نديدم . مىفرمود مرحوم آقا سيد احمد در فقه جزء اكابر زمان بود ، احاطهء حيرت‌آور در فقه داشت و در علم اخلاق و سلوك طريق باطن بسبك ائمهء اطهار و طريقهء آخوند ملا حسين‌قلى و آخوند ملا فتحعلى عراقى سلطان‌آبادى ، فريد عصر خود بود و از او چند كرامت ، حيرت‌آور و عبرت‌آميز نقل مىكرد و خود از او تعليم ذكر داشت و دائما در حال ذكر بود . بيشتر اوقات شب را باذكار و اوراد و تهجّد بسر مىبرد . به همان مختصر حقوقى كه از فرهنگ مىگرفت زندگى مىكرد « عاش غريبا و مات غريبا و طوبى للغرباء » براى ايشان همه قسم وسائل شهرت فراهم بود ولى او توجه به اين امور نداشت

--> ولى در فن عرفان استاد نديده بود ، چون ايشان از اساتيد معروف طهران همان آقا ميرزا حسن كرمانشاهى را درك كرده بود و الهيّات شفا و سفر نفس اسفار را ، نزد آن استاد نامدار قرائت كرده بود و همهء اساتيد عصر اقرار داشتند كه معاصران مرحوم آقا ميرزا حسن مباحث نفس اسفار و امور عامهء اين كتاب و كتب مشائيّه را نمىتوانند مانند وى تدريس كنند . آقاى حاج ميرزا ابو الحسن قزوينى به آثار ملّا صدرا علاقهء خاص داشت ، كتاب اسفار از كتبى بود كه استاد خود را ملزم مىدانست اين كتاب را هميشه مطالعه كند . واقعا مرد ميدان اسفار بود . وقتى به ايشان عرض كردم شما حوالى سى سال - 30 - است كه از قم بقزوين مراجعت كرده‌ايد ، تعجب دارم كه تمام مشكلات كتاب و عبارات مشكل آسان‌نماى ملا صدرا را ، در حفظ داريد ، فرمودند تا اين ساعت كه با شما صحبت مىكنم ، با دقت تمام اين كتاب عظيم را من البدو الى الختم هفت بار ، مطالعه كرده‌ام . مرحوم قزوينى سفرى به قم نمودند ، نگارنده و مرحوم عزيز از دست رفته و برادر و دوست بسيار مهربانم شهيد حاج آقا مصطفى « نصّر اللّه وجهه » و برخى از دوستان نزد آن مرحوم سفر نفس اسفار ، شروع كرديم . امام دام ظله فرمودند : اگر بتوانيد لا اقل ، دو سال ايشان را در قم نگه داريد ، بسيار غنيمت است . آن مرحوم در حضور امام فرمودند ، سى سال قبل هم من در قم همين كار را انجام مىدادم . هر چه خواستم به ايشان بفهمانم كه مدرس حكمت متعاليه ، بينهء اعتقادات طلبه را پىريزى مىكند ، كار شما مهمّ است ، علوم ( آليه ) را بقول حضرتعالى همه درس مىدهند ، به خرج او نرفت . حضرت آيت‌الله علّامهء طباطبائى استاد ديگر حقير « اعلى اللّه مقامه » نيز به عرفانيات و تصوف نظرى وارد نبود و اصلا خودبخود فكر او به طرف اين مباحث نمىرفت ، اثر فلسفى او به كلى فاقد مباحث ذوقيّه است . آن مرحوم هنگامى كه فصول عرفانيّهء اسفار را تدريس مىكرد كأنه كتاب رموز حمزه را درس مىداد ، و اين امور مربوط مىشود به ساختمان فكرى افراد و نقض بشمار نميرد . ميرفندرسكى كه خود در عمل طريقهء عرفان را مىپيمود در حكمت بحثى مختصر تمايلى هم از او به عرفانيات ديده نمىشود صدّق رسول اللّه حيث قال : « اعملوا كل ميسّر لما خلق لاجله »